اطلاعات

زندگی

بودجه جنجالی سال 91 باز هم اصلاح خواهد شد؟
بودجه، همان بودجه ای که با 57 روز تاخیر به مجلس رسید، همان بودجه ای که گفته شد تنها بسته اش شفاف است و همان بودجه ای که به گفته اقتصادی ها پر بود از کلی گویی و عدم شفافیت حالا بعد از کش و قوس های تصویبش در دقیقه 90 مجلس هشتم باز هم خبر ساز شده است.حالا برخی از بهارستان نشین ها ...
اجلاس جنبش کشورهای غیر متعهد ليگ را تعطيل مي كند؛
دربي سوم شهريور برگزار نمي‌شود؟
با توجه به برگزاري بازي هاي استقلال در تهران و احتمال لغو اين بازي ها، كار براي آبي پوشان پايتخت كمي سخت شده و آنها مجبور باشند بازي ها را به صورت فشرده تري دنبال كنند. از سوي ديگر بعيد به نظر مي رسد كه در صورت قطعي شدن لغو دربي سرخابي ها، پرسپوليسي ها با اين امر ...
قالیباف در جمع خبرنگاران:
جدایی ری از تهران به مصلحت شهر و مردم ری نیست / ایجاد بزرگترین مرکز تجمع آیینی مذهبی
شهردار تهران گفت: در یک نگاه عمومی و به عنوان یک کارشناس معتقدم جدایی ری از تهران به مصلحت شهر و مردم ری نیست چراکه تجربه ثابت کرده هرجا که از تهران جداشده است جز عقب افتادگی چیزی دنبال نداشته است .
بانک مرکزی شایعه وجود دلار و سکه تقلبی در بازار را تایید کرد
وقتی دلار و سکه تقلبی در بازار جولان می دهند
با وجود دستورات و ابلاغیه های گاه و بی گاه ارزی بازار ارز همچنان با روزهای آرامش فاصله دارد. دلار همچنان روند افزایشی قیمت را طی می کند، محتکرین دست به کار شده‌اند، صرافان به دلالی روی آورده‌اند و دلار به کالای قاچاق تبدیل شده است. در ماه‌های گذشته اما با نوسانات قیمت دلار ...
بررسی اصلاح جدول 12 بودجه در گفت و گوی شفاف با نماینده شیراز:
دولت بداند هرچه به مجلس تحویل داد از سوی نمایندگان قابل پذیرش نیست
این نماینده مجلس خاطر نشان کرد : همین که در تنظیم بودجه تعامل مناسبی بین مجلس و دولت ایجاد شود و دولت بداند که هرچه به مجلس تحویل داد از سوی نمایندگان قابل پذیرش نیست نیز میتواند به نمایندگان کمک کند. وی افزود: همچنین دو مرحله ای ...
نیمه رمضان،جلوه دومین ستاره آسمان امامت
دومین امام نور، پای بر زمین نهاد
امشب ستاره‏ها جشن ساده علی علیه ‏السلام و فاطمه علیهاالسلام را چراغانی می‏کنند. امشب گلدان آغوش فاطمه، سرشار از عطر گلِ آسمانی خواهد شد. رمضان معطر شده است از عطر خوش‌ بوی یاسمن اهل بیت علیهم السلام،از حُسن «حسن» که گام بر گستره زمین نهاده و جهانی را منور ساخته است. آری! در نیمه رمضان، نور حق جلوه کرده است و ...
آرمان گرایی باید با واقعیت تلفیق شود
سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در گفت و گو با شفاف:
محمدعلی اسفنانی، نماینده فریدونشهر، فریدن ، چادگان در گفت و گو با خبرنگار شفاف در پاسخ به این سوال که با توجه به صحبتهای مقام معظم رهبری چگونه می توان آرمانگرایی همراه با واقعیت در دستور کار قرار داد گفت: نکته عنوان شده ظریف است زیرا آرمانگرایی چیزی است که می خواهیم به آن برسیم و نقطه مطلوب ما است و افقی است که تلاش می کنیم ...
ایران با مدال برنز رستمی وارد جدول رده بندی المپیک شد+ جدول
امروز؛ روز پرکار کاروان ایران در لندن؛
رقابتهای حرکت دو ضرب دسته 85 کیلوگرم در شرایطی آغاز شد که وزنه بردار چینی که در حرکت یکضرب با 178 کیلوگرم اول شده بود، سه بار وزنه 205 کیلوگرمی را انداخت و اوت شد.کیانوش رستمی در حرکت اول وزنه 209 کیلوگرمی را بالای سر برد اما در در حرکت دوم نتوانست وزنه 215 کیلوگرمی را مهار کند. وی در حرکت سوم وزنه 214 کیلوگرمی را ...
آتش‌سوزی در بزرگترین مجتمع پتروشیمی ایران/سه کشته و ۱۵ مجروح
امروز اتفاق افتاد؛
یکی از واحدهای فرآیندی مجتمع پتروشیمی بندر امام به دلیل آنچه که مشکلات فنی گزارش شده است، آتش گرفت. پتروشیمی بندرامام یکی از مجتمع‌های پتروشیمی واقع در منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی است. محصولات تولیدی این مجتمع شامل اتان، پروپان، بوتان، پنتان، اتیلن، بنزین پیرولیز، نفت کوره و ...
تضعیف مجلس با هر بهانه و شیوه ای تضعیف اقتدار نظام است
قالیباف در جمع نمایندگان مجلس نهم :
شهردار تهران با اشاره به نام گذاری دهه چهارم انقلاب به نام پیشرفت و عدالت از سوی مقام معظم رهبری ، یادآور شد : به نظر می رسد مهم ترین ماموریت و رسالت همه کسانی که حول محور ولایت حرکت می کنند و دغدغه خون شهدا و آرمان های امام (ره) را دارند ، موضوع پیشرفت و عدالت است که...
از 7 ایرانی ربوده شده در لیبی چه خبر؟
آخرین وضعیت گروگان های ایرانی در لیبی
هنوز مدت زمان زیادی از ربودن مهندسان ایرانی در سوریه و ماجرای پر افت و خیز آزاد سازی انها نگذشته که دوباره ماجرایی مشابه در لیبی تکرار شده است. این بار اما 7 ایرانی امدادگر ربوده شده اند.همین چند روز پیش بودکه رسانه ها خبر از ناپديد شدن چند نفر از چند نفر از نيروهاي امدادگر جمهوري اسلامي ايران در ليبي دادند...
اقتصاد مقاومتی تنها راه مقابله با مشکلات / اسرائیل موضوع اصلی تحولات سوریه
آیت الله جنتی در نمازجمعه تهران:
امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه دشمن در جنگ های گذشته در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران شکست خورده است به موضوع تحریم ها اشاره کرد و گفت: همه مردم ، دستگاهها و نهادها باید همانند سالهای دفاع مقدس با یکدیگر همکاری داشته باشند تا بتوانیم از این وضعیت خارج شویم.
دختراني كه با عروسك هايشان روانه خانه بخت مي شوند!
ثبت 7440 ازدواج براي دختران زير 15 سال
ازدواج دختران زير 15 سال ،مقوله اي كه شايد در دنياي امروزي بسيار دور از ذهن برسد،اما بنابر اظهارات مديركل آمار، اطلاعات جمعيتي و مهاجرت سازمان ثبت احوال در سال گذشته 7440 ازدواج در سنين كمتر از 15 سالگي در كشور رخ داده كه اين رقم براي سه ماهه نخست امسال 1805 ازدواج است.
ازتخریب زنجیره ای مدیریت شهری تا برکناری مرتضوی
بررسی مهم ترین رویداد های هفته؛ مجله هفتگی
هفته ای که گذشت را می توان هفته سازمان تامین اجتماعی نامید چرا که با حکم برکناری سعید مرتضوی توسط دادگاه دیوان عدالت اداری این سازمان در صدر اخبار قرار داشت. در این هفته همچنین آغاز طوفان نمک در دریاچه ارومیه نیز مورد توجه رسانه ها قرار گرفت چرا که طوفان نمک اکو سیستم کل ...
بالاخره ارز تک نرخی خواهد شد؟
ضد و نقیض های ارزی ادامه دارد
ماجرای ارز و سر و سامان دادن به بازار ارز را پایانی نیست.از همان زمان که قیمت دلار روند صعودی پیش گرفت و بازار سکه حبابی شد تا کنون تصمیات ارزی زیادی اتخاذ شده است. تصمیاتی که عملا کنترل مقطعی بر روی بازار ارز داشته و هرگز به عنوان یک راه حل بلند مدت موثر نبوده اند.حالا هم دوباره زمزمه های تک نرخی کردن ارز توسط رئیس بانک مرکزی مطرح می شود...
شما نظر دهيد؛چه عواملي در فرار دختران از خانه موثر است؟
در نظر سنجي شفاف شركت كنيد
«دختران فراری» پدیده نابه هنجار اجتماعی که خبرها از رشد 15 درصدی آن در کشور دارد.بر اساس این آمار ماهانه حدود 65 دختر 15 تا 20 ساله از خانه فرار می کنند تا شاید سرنوشت بهتری را جست و جو کننداما راهی جز تباهی برایشان باقی نمی ماند. «85درصد از دختران فراري كه در پايتخت ...
از تکاپوی انتخاباتی پایداری ها تا اختلاف نظر اصلاح طلبان
بررسی آخرین تحولات انتخاباتی
در حالی گمانه زنی های انتخاباتی در محافل سیاسی رواج دارد و گروه های مختلف سیاسی در حال بحث و گفت وگو در خصوص کاندیداهای احتمالی ریاست جمهوری آینده هستند که هنوز تا انتخاباتی شدن فضای کشور مدت زمان زیادی باقی است.
ادعاي جالب روزنامه ايران درباره «شفاف»
خط تخريب 3
این روزنامه در انتقاد از فعاليت سايت هاي شفاف، فردا، زندگي و روزنامه هاي تهران امروز و همشهري، افدام به انتشار تيترهايي مانند: اجحاف دولت در حق گندمكاران، مرغ دربازار كيلويي 6300 تومان، تلفن خاموش پزشك خانواده در تهران و...پرداخت و اين تيترها را در راستاي...
طرح توزيع سهام عدالت به چه سرانجامي رسيد؟
سهام گمشده عدالت؛
ليستي از اقداماتي كه دولت با تبليغات وسيع آغاز كرد، اما سرانجامي جز بايگاني شدن و خاك خوردن نداشتند، نشان مي‌دهد اين دولت دست‌كم در مباني تحقيقاتي طرح‌هايي كه تعريف كرده است، دچار اشتباهات فاحش شده است. ضمن اينكه اكثريت طرح‌ها به گونه‌اي طراحي و اجرايي شدند...
دولت حکم دیوان عدالت اداری را اجرایی می کند؟
اعتراض دولتی ها به حکم برکناری سعید مرتضوی
هنوز مهر حکم دیوان عدالت اداری خشک نشده، رسانه های وابسته به دولت موج اعتراض به حکم غیر قابل تغییر دیوان عدالت اداری را آغاز کرده اند تا ببار دیگر در حکم قوه قضاییه اما و اگر بیاورند. همین دو روز پیش بود که ديوان عدالت اداري شكايت نمايندگان از «سعيد مرتضوي» را وارد دانست و...
با اهدا خون ،نعمت زندگی را با دیگران شریک شویم
کاهش ذخایر خونی در تهران
اهدای خون اهدای زندگی است،شاید بارها و بارها این جمله را شنیده باشید یا از کنار آن عبور کرده باشید اما جمله یکی از مسئولان سازمان انتقال خون «اهدای هر واحد خون از سوی اهداکنندگان می تواند جان سه فرد نیازمند به خون و فرآورده های خونی را از مرگ نجات دهد...
فجر صدر نشین شد؛ استقلال ذوب آهن را شکست داد+ جدول نتایج و لیگ
در پایان هفته سوم لیگ برتر فوتبال چه گذشت؟
بازی های این هفته که سرشار از خشونت و کارت های قرمز و زرد بود سرانجام با صدر نشینی فجر سپاسی، برتری استقلال و تساوی پرسپولیس برابر گهر زاگرس به پایان رسید.
تغییرات قانون به انتخابات یازدهم خواهد رسید؟
گمانه زنی ها درباره تغییر قانون انتخابات ادامه دارد
امابه نظر می رسد هنوز هم امکان تغییر نهاد اجرایی انتخابات دور از دسترس نیست و سیاسیون همچنان در این خصوص اظهار نظر می کنند. محمد رضا باهنر، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و نماینده مردم تهران در مجلس نیز در آخرین اظهار نظر ...
نا گفته های کشتار حجاج توسط آل سعود
9 مرداد سالگرد حج خونین سال 66
روزهای نخستین مرداد یادآور« جمعه خونین مکه» است. روز جمعه ، ششم ذیحجه سال 1407 هجری قمری مصادف با 9 نهم مرداد 1366 یاد آور کشتار خونین انسانهایی است که به جرم برائت از مشرکین به شهادت رسیدند وعوامل استکبار....
در ضیافت افطار دولتی ها چه گذشت؟
دست یاری مجلس به دولت برای کنترل گرانی
"امروز دولت بايد با قبول اشتباهات گذشته رويكردهاي خود را اصلاح كند." این جمله لب کلام آخرین اظهارات معاون وزير بازرگاني دولت اصلاحات، درباره وضعیت اقتصادی کشور به عنوان یک کارشناس اقتصادی است. محسن بهرامي همچنین گفته : هم‌...
چگونه باید فرمایشات مقام معظم رهبری را اجرایی کرد؟
افزایش تعداد فرزند در گرو حل مشکلات اقتصادی
طی سالهای آینده به سمت جمعیت سالمندی می رویم .بطورکیه تا سال ۱۴۱۰ با پنجره جمعیتی که همان جمعیت سالمند است مواجه می شویم .بر اساس نتایج سرشماری سال 90 ،جمعیت ایران اسلامی به ۷۵ میلیون و ۱۴۹...
نمی توان همه مشکلات اقتصادی را گردن تحریم انداخت
نائب رئيس كميسيون كشاورزي در گفت و گو با شفاف:
نائب رئيس كميسيون كشاورزي درباره مسائل اقتصادي پيش امده در كشور و راه حل بهبود وضعيت اقتصادي گفت : بررسي اين مسايل نياز به كار مستمر كميسيونهاي اقتصادي كشور دارد تا وارد كار شوند و برنامه هايي براي بهبود اين وضعيت ارائه كنند...
دیوان عدالت اداری ‌بالاخره مرتضوی را برکنار کرد
پایان پرونده سعید مرتضوی در تامین اجتماعی
بعد از کش و قوس های فراوان به نظر می رسد پایان دوران ریاست سعید مرتضوی بر سازمان تامین اجتماعی نزدیک است. در حالی که احمد توکلی اعلام کرده بود دادگاه دیوان عدالت اداری امروز، پرونده سعید مرتضوی را بررسی می کند...
گفتمان احمدي نژاد چگونه تغيير كرد؟
نگاهي به سير تطور گفتماني دولت هاي نهم و دهم؛
همین که لزوم تغییر و تحول جدی در سیستم مدیریت اجرایی کشور در دوران پس از احمدی‏‏ نژاد تقریبا از سوی اکثر نیروهای سیاسی و گروه‏های درون نظام مطرح می‏شود، خود موید این امر است که شاید بر خلاف انتظار بسیاری از نیروهای انقلاب، تجربه سال‏های گذشته نتوانست ...
آقای وزیر؛ نتیجه نظارت بر نقل و انتقالات فوتبال چه شد؟
پول های میلیاردی جابه جا شد، آب از آب تکان نخورد؛
لازم است محمد عباسی طبق اظهار نظری که پیش از فصل نقل و انتقالات داشته گزارش کمیته نظارتی وزارت ورزش را دقیقا بررسی کرده و در صورت مشاهده تخلف، با خاطیان برخورد لازم را داشته باشد چرا که در غیر اینصورت این خود وزیر ورزش است که باید در جمع نمایندگان ملت پاسخگوی ...
تشكيل كميسيون ويژه براي حمايت از كار و سرمايه ايراني
رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس به شفاف خبر داد:
عزيزي رئيس كميسيون اجتماعي با اشاره به جلسات مشترك كميسيونهاي بهداشت، فرهنگي و اجتماعي در اين باره گفت: درباره محقق شدن شعار امسال نيز مجلس تشكيل كميسيون ويژه اي...
شما نظر دهید؛برای کاهش آمار طلاق چه کنیم؟
در نظرسنجی شفاف شرکت کنید
طلاق ،ساز جدایی که زمان کوک شدن آن پایان یک زندگی مشترک است.موضوعی که متاسفانه این روزها رواج پیدا کرده است و کارشناسان و علما هشدارهای جدی را متوجه آن دانستنه اند.
طوفان نمک درراه پایتخت؛ مسئولین چاره اندیشی کنند
وقتی نفس های دریاچه ارومیه به شماره افتاد
عمر دریاچه ارومیه در حال به سر‌آمدن است و طوفان نمک می رود تا آغاز شود .این در حالی است که در چند سال گذشته جلسات، سمینار و همایش‌های فراوانی برای نجات دریاچه ارومیه ....
سرانجام ریاست سعید مرتضوی چه خواهد بود؟
پرونده مرتضوی، دوشنبه در دادگاه دیوان عدالت اداری
این روزها از سعید مرتضوی زیاد گفته شده.کسی که هنوز بعد از این همه هیاهو و جنجال بر مسند ریاست سازمان تامین اجتماعی تکیه زده است. ماجرای دادستان سابق تهران و ریاستش بر بزرگترین ...
مشکلات و فشارها کوچکتر از اراده و آرمانهای ملت ایران است
رهبر معظم انقلاب در جمع پژوهشگران و مسئولان شرکت های دانش بنیان:
حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامي عصر امروزدر ديدار جمعي از محققان، پژوهشگران، متخصصان و نوآوران در عرصه علم و فناوري، و مسئولان شركت هاي دانش بنيان و پارك هاي علم...
اسناد ساواك گوياي تمام ابعاد مبارزات آيت الله مشكيني نيست
یادبود آيت الله مشكيني در گفت وگو با قاسم تبريزي
استاد قاسم تبريزي از شناخته شدهترين پژوهشگران تاريخ كشورمان است كه تخصص ويژهاي نيز در تاريخ معاصر به خصوص تاريخ انقلاب و اسناد ساواك در زمينه مبارزات و نهضت امام خميني دارد كه شخصيت او را...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 17:52  توسط hossein  | 

بعثت پیامبر اعظم

بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله رب العالمین و الصلاه و السلام  علی سیدنا و نبینا محمد(ص) و آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین
اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافية والنصر واجعلنا من‌ خير انصاره و اعوانه‌ ‌والمستشهدين‌ بين‌ يديه
  ‌ بعثت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی(ص) را به محضر حضرت ولی عصر (ع)،رهبری گرانقدرانقلاب ، ملت های مسلمان،ملت عزیز ایران،همه بشریت و عالم هستی و شما حضار محترم تبریک عرض میکنم.در شب بعثت،تجلی اعظم حق تعالی اتفاق افتاد.بعثت،نزول جبریل امین والقاء قرآن کریم بر قلب پیامبر عظیم الشأن و برانگیختن او به رسالت الهی بود. " نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ" با این حادثه عظیم راه هدایت انسان و تقرب او به خدای متعال با استوارترین صورت ممکن باز شد." إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ " و به مومنان صالح بشارت اجر کبیر داده شد. " وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا " خداوند بر مومنان به واسطه این بعثت عظیم منت نهاده است " لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ " پیامبر عظیم الشأن مأمور شده است به تلاوت آیات برای بیداری دلها و توجه به حق تعالی ،مبعوث شدند برای تزکیه مردم و تعلیم کتاب حکمت تا همگان در مسیر هدایت الهی قرار بگیرند و از ظلمت ها نجات یابند.پیامبر آمدند تا دست بشریت را بگیرند.او را از هلاکت برهاند و تا اوج ملکوت و آسمان بدرقه کنند.آمدند با بشارت و انذار."وما ارسلناک الا مبشرا و نذیرا" آمدند با دعوت به سوی خدا نه به سوی خود؛که رهبران الهی پیامبران و اولیاء به خدا دعوت می کنند." و داعیا الی الله باذنه" اما رهبران مادی به خود دعوت می کنند.پیامبر عزیز ما چراغ فروزان هدایت بودند."سراجاً منیراً" پیامبر ما نور خداست که مردم از او روشنایی می گیرند."نور الله الذی یستضاء". ایشان قائم به قسط بودند.چنانکه در زیارت او میخوانیم« السلام علیک یا قائما بالقسط» و هم ایشان با تعلیم و تربیت مردم را ترغیب میکردند که قائم به قسط باشند که این مقصد همه انبیاء الهی است. " لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ" خداوند او را رحمه اللعالمین قرار داد و استغفار او را در حق مستغفرین مورد اجابت قرار داد. " وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا " او بود که به بشر آموخت در ابلاغ رسالت های الهی،از احدی جز خدا نترسد و بداند که خدا او را کفایت میکند.با آمدن پیامبراعظم حضرت محمد مصطفی(ص) همه رحمت و علم و حکمت و نعمت نازل شد و همه درهای آسمان و راه کمال بی انتها در برابر انسان گشوده شد.او آمد با همه فداکاری ها و بزرگواری هایش تا زندگی کامل و سعادتمند را برای همه بشریت برپا سازد و همه استعدادهای الهی او را شکوفا کند.آمد تا انسان را به اوج عزت برساند.آمد تا جاودانگی آخرت را در بالاترین مراتب هستی برای همه بشر رقم بزند.او پیامبر همگان و بالاترین هدیه خدا به مردم بود.لیکن خودپرستان و شیطانیان مانع از جاری شدن رحمت واسعه الهی به اعماق جان و اندیشه و عمل و زندگی آحاد مردم شده اند،نگذاشتند مقصد از خلق انسان و جهان و بعثت پیامبر اعظم محقق شود و چنین است که می بینید.امروز جامعه انسانی بیش از هر زمان نیازمند آوای توحید و تعلیمات پیامبر خاتم و هدایت های ائمه معصومین(ع) است.امروز ظلم و تحقیر حقیقت انسانها در اوج است ،اما وعده خداوند است که ستمگران عالم در سراشیبی اضمحلال اند و نظام های طاغوتی و استکباری در هم شکسته خواهد شد.بساط صهیونیستها که نماد و پرچم شیطانند برچیده می شود و راه برای حضور و قیام ملتها به قسط و یگانه پرستی هموار خواهد شد.همه شاهدیم نظام های مادی و منقطع از آسمان در تأمین حداقل ها برای بشریت و پیش برد امور و استقرار سلطه بر جهان یکی پس از دیگری به گِل می نشینند وهمه چشم ها و دلها به سرعت به سمت آسمان می چرخد و انتظار لطف الهی و تکمیل رسالت و بارش رحمت و تحقق آرزوها همه گیر می گردد.دور نخواهد بود که به فضل و لطف خداوند و با خواست عمومی ملت ها،چشم ها به جمال نورانی موعود بی مثال،تنها باقیمانده و ذخیره الهی و وارث پیامبر خاتم و همه پیامبران و اولیاء و مظهر اَتمّ و اکمل جمال و جلال و همه اسماء الهی یعنی حضرت مهدی(عج) روشن گردد.ندای الله اکبر همه جهان را پر کند و قسط و عدل و رحمت و محبت جهان گیر شود و همه شاهد باشند که"کلمه الله هی العلیا".
این خلاصه خواست و پیام ملت ایران است که با همه استعداد و توان خود در مسیر نورانی آن گام برمی دارد.بار دیگر این عید عظیم را به همگان تبریک عرض میکنم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


دوشنبه 15 خرداد 1391

امام علی (ع) و عدالت

بسمه تعالی
خداوند متعال انسان را خلق کرد و همه عالم را در خدمت کمال و تعالی او قرار داد.برای انسان راه را معین کرد،هدف را تعیین کرد و راهنما قرار داد و برای رسیدن به هدف همه شرایط و زمینه ها را فراهم کرد.امام علی(ع) هم هدف،هم راهنما،هم پشتیبان و هم معیار حرکت به سمت قله هاست.اسم اعظم خدا و خلاصه همه زیباییها و خوبیهای عالم امیرالمومنین علی(ع) است.وی نه تنها متعلق به شیعیان و مسلمانان است بلکه متعلق به همه بشریت است.او دستگیر همه است.او برای همه است و برای همه راهنماست و پشتیبان همه انسانهاست.او واسطه فیض الهی است و از طریق او همه خوبیها در عالم جاری می شود.همه ارزشهای الهی در وجود ایشان بطور کامل و در اوج تجلی است.
امیرالمومنین اسطوره خداپرستی و عدالت طلبی است.در سراسر زندگی پرافتخار و پربرکت ایشان حتی یک لحظه توقف،انصراف و یا کوتاه امدن از دعوت به توحید و عدالت مشاهده نمی شود.همه زندگی او مجاهدت برای خداست.سکوت و فریاد؛جنگ و صلح؛شجاعت و غیرت و وفاداری؛محبت و خشم و نصیحتش،همه اش برای خداست. 
همه زندگی امیرالمومنین عدالت است. وی مظهر تام عدل الهی است تا جائیکه "قتل فی المحراب لشده عدله."
و اما عدالت؛
عدالت سر فصل و قله آرمان همه انبیا است."لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط "همه پیامبران الهی آمده اند که بعد از دعوت به توحید و پرستش خداوند، مردم را به اجرای عدالت دعوت کنند، چراکه عدالت تضمین دوام،نشاط،رشد و تعالی جامعه بشری است.عدالت تضمین امنیت و گره خوردن دلهاست.محور جامعه علوی عدالت است.عدالت دلها را به هم نزدیک میکند،انسجام درست میکند وآبادانی و سازندگی می آورد.با اجرای کامل عدالت در جهان همه چیز زیبا می شود.نفس کشیدن،نگاه کردن،قدم زدن،خواندن،پاسخ دادن،کارکردن و حتی طبیعت و دیوار و سنگها هم زیباست.اصلا تجلی زیبایی زمانی است که عدالت به طور کامل محقق شود.در آن دوران همه چیز زیباست و انسان جز زیبایی نمیبیند.مهمترین ماموریت انسان برای رسیدن به سعادت اجرای عدالت است و بزرگترین دشمنی ها علیه عدالت شکل گرفته است.
همان طور که عدالت رمز و مفتاح کمال بشری است،بی عدالتی و تبعیض کلید مفاسد است و اثبات این امر نیازمند دلیل نیست.تمام تاریخ بشر و وضع موجود عالم بر این واقعیت گواهی میدهد.البته اعمال و اجرای عدالت سخت ترین مرحله تحقق جامعه اسلامی است.در آزادی،استقلال و برپایی یک نظام اسلامی مرزبندی ها و خطوط درگیری کاملا معلوم است، اما در برپایی عدالت خط عوض می شود و جبهه درگیری خیلی گسترده تر می گردد.مرزبندی ها در هم می ریزد و انسان دیگر فقط با دشمن دارای خط کشی بیرونی طرف نیست بلکه این بار با دوست و آشنا، هم حزبی، هم باندی و هم گروه های خود طرف میشود.در اجرای عدالت انسان به ناگاه چشم باز کرده و خود را در مقابل برادرش می بیند.همانطور که امام علی(ع) در مقابل برادرش قرار گرفت.همین است که می بینید در زمان امیرالمومنین(ع) در گام اول کسانی در مقابل امام(ع) می ایستند که در نبردها و سختیها یار امام بودند.وقتی اجرای عدالت مطرح می شود،می بینید جبهه دیگر خط مستقیم نیست،بلکه بسیار پیچیده می شود.افرادی هستند که اجرای عدالت را تا حدی دوام می آورند،تا زمانیکه برای دیگران اجرا شود، تشویق و حمایت میکنند و ندای عدالت خواهی سر می دهند،اما به محض اینکه نوبت خودشان می شود،فریاد مخالفت سر می دهند و در مقابل اجرای عدالت می ایستند.این ویژگی است که اجرای عدالت را به سنگین ترین عقبه تحقق جامعه آرمانی تبدیل می کند.
اما هیچ کدام از این سختیها نباید مانع از حرکت ما در جهت تحقق عدالت بشود.حرکت در جهت تحقق عدالت یعنی تلاش بی پایان و شجاعانه برای زمینه سازی ایجاد حکومت جهانی سرشار از توحید و عدالت و عشق و جامعه آرمانی بشری که بدست مصلح کل و موعود نهایی همه انسانها،وارث بر حق امام علی(ع)،قطب عالم امکان،امام عصر،حضرت مهدی(عج) بر پا خواهد شد. بزرگترین ماموریت امام عصر(عج) همین است که قسط و عدل را در دنیا حاکم کند.اصلا نتیجه خلقت، ثمره گیری از همه تاریخ انجاست که عدالت در همه عالم گسترده گردد.به همین دلیل است که عدالت گستر به بهار انسانها و خرمی دوران ها ملقب شده است و وقتی که بیاید اولویت اقدام او استقرار عدالت است.تحولات جهانی و موج بیداری ملت های جهان در مقابل ظلم و ستم مستکبران نشان میدهد که به فضل الهی امروز شرایط به سرعت در حال تغییر است و بشریت روز به روز به ان نقطه عطف تاریخی خود نزدیک میگردد.این سنت خداست که استکبار و ظلم رفتنی است و عدالت و عشق حاکم خواهد شد.
ما هم موظفیم که سهم خودمان را در برپایی عدالت ایفا کنیم و دولت برخاسته از اراده و ایمان ملت عزیز این مسیر را با سربلندی ادامه میدهد و انشاءالله ادامه خواهد داد.


يکشنبه 14 خرداد 1391

امام خمینی(ره) تجلی همه زیباییها

بسمه تعالی
امام خمینی(ره) تجلی همه زیباییها ،خوبی ها و بیانگر آمال و آرزوهای تاریخی بشر در عصر حاضر است.امام بهترین الگو و یک حقیقت همیشه زنده است.او همه وجودش برای خدا بود و رمز ماندگاری نام و یاد او همین اخلاص ، کار برای خدا و عمل به تکلیف بود . به همین دلیل از کسی نمی ترسید و در اجرای تکلیف الهی از هیچ قدرتی در جهان واهمه نداشت .
امام خمینی بزرگترین انقلاب اجتماعی جهان را که هدف آن برپایی توحید ،عدالت و بیداری و آزادی ملتهای تحت ستم است، رهبری کرد. معمار بزرگ انقلاب اسلامی تمامی مبانی و جلوه های تبعیض آلود نظام های مادی جهان را به چالش کشید و ناکارآمدی آنان را اشکار کرد و نشان داد که آنان در ایجاد مدینه فاضله انسانی توفیقی نداشتند و به واسطه نگاه صرفا مادی خود به جهان نتوانستند عدالت و اخلاق را در زندگی بشر حاکم و سعادت او را تامین نمایند.
امام خمینی(ره) در حالیکه امید انسانها به رهایی از ستم وتحقیر در حال تبدیل شدن به یاس بود،یکبار دیگر و به پیروی از پیامبران و در ادامه راه آنان برای تعالی انسان،راه کمال و احیای کرامت را مقابل بشریت امروز گشود. امام راحل (ره) تحقق همه آرزوهای الهی و فطری انسان را در حکومت جهانی حضرت ولی عصر (عج ) -به عنوان بهترین جایگزین نظم ضد انسانی موجود - می دانست و در آرزوی برپایی آن یک عمر مجاهدت کرد.
آنچه امام خمینی(ره) را بعنوان یگانه اسوه رهبری در جهان معرفی کرد و حتی به وی نقشی برتر از یک رهبر انقلاب بخشید،آن است که ندای امام از قلب فرهنگ و اعماق تاریخ و از ژرفای روح ملت ایران و آزادیخواهان و عدالت طلبان جهان برخاست . مردم او را آینه تمام نمای فرهنگ و هویت سرکوب شده خویش و فریادگر همه آرمانهای فروخفته خود، دیدند و محو شخصیت والای او شدند. امام خمینی(ره) به ملت ها، اعتماد به نفس و خود باوری هدیه کرد و زمینه ورود آنها را به صحنه های سیاسی جهان فراهم آورد. ملت ایران با انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) توانست بسیاری از معادلات حاکم برجهان و روابط قدرت را تغییر داده و تحولات گسترده ای در نظام بین الملل ایجاد نماید .
در یک دوره طولانی، سیطره مستکبران اجازه نمی داد که ملت ها خواست و مطالبات خود را به روشنی بیان کنند،اما به فضل الهی امروز شرایط به سرعت در حال تغییر است. ملت های سرخورده از حکومت های خودخواه، مستکبر و دنیا طلب و گروه های چپ و راست ؛ به دنبال حکومت صالحان و عدالت و آزادی حقیقی هستند و فرصت برای ملت ها جهت اعمال اراده در عرصه های سیاسی جهان فراهم شده و این یک امرهمه گیر است. این واقعیت نوید دهنده آن است که اندیشه الهی حکومت مهدوی به سرعت در حال گسترش است.
با درود و سلام فراوان به آن بزرگمرد تاریخ و آن معلم انسانیت ،امروز آرمانهای بلند آن بزرگوار را نصب العین خود ساخته و افتخار میکنیم که در راه تحقق آرمان های او از هیچ کوششی فروگذار نمی کنیم و در راه آن امام عزیز تا رسیدن به سر منزل نهایی و برپایی عدالت جهانی گام برمیداریم و ان شاءالله این انقلاب را به هدف اصلی اش یعنی استقرار حکومت جهانی مصلح کل و موعود جهانیان متصل خواهیم کرد.
ای امام بزرگ ما با همه وجود میراث تو را پاس می داریم و متحد و یک دل تا تحقق همه آنها از پای نخواهیم نشست ، به پیروی از تو در خدمت وهمراه ملت بزرگ ایران وحامی همه مستضعفان و مظلومان جهان هستیم و تا آخر در کنار آنها خواهیم ماند.
  
                                                                               فرزند و خادم كوچك ملت ايران
                                                                                      محمود احمدی نژاد
 


پنج شنبه 20 بهمن 1390

سلام بر شما خوبان

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لوليك الفرج و العافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

سلام بر شما خوبان
تقارن سي و چهارمين بهار انقلاب با سالروز ولادت پيامبر گرامی اسلام و فرزند برومند ايشان امام صادق (عليهماالسلام) و تقارن آغاز دهه فجر با سالروز آغاز امامت امام عصر (عج)  را به فال نيك مي‌گيرم و ضمن تبريك به ملت بزرگ و جامعه بشری، استقرار هر چه زودتر توحيد و عدالت جهانی در سايه حاكميت انسان كامل و مصلح موعود و سلامتي و سعادت همه ملتها را از خداوند متعال مسئلت دارم.
گاهي اوقات ...


شنبه 27 تير 1388

دوران جدید خدمت

بسم الله الرحمن الرحيم از همان ماه هاي ابتدايي دولت نهم، به طور مستمر عملکرد اعضاي دولت را مورد بررسي قرار مي دادم. نتايج اين بررسي ها گاهي منجر به تقدير و تشکر و گاهي منجر به تذکر مي شد. با مديراني که عملکرد آنها نياز به اصلاح و تجديد نظر داشت جلسه مي گذاشتم و با حضور آنها جوانب امر را بررسي مي کرديم. اين گونه جلسات همواره اثر بخش بود و نقش به سزايي در بهبود عملکرد دولت و سرعت بخشيدن به توسعه کشور و گسترش خدمت رساني داشت. اما بعضا نيز مواردي پيش مي آمد که برگزاري اين گونه جلسات و حتي تکرار آن، منجر به اصلاحات مد نظر نمي شد و به عنوان آخرين گام و بر اساس ميثاقي که در ابتدا با همکاران خود و از آن مهمتر با مردم عزيز بسته بودم، دست به تغيير و جابجايي مي زدم.


جمعه 22 خرداد 1388

پاسخ به چند شبهه و شايعه – قسمت اول

بسم الله الرحمن الرحيم

همان طور كه انتظار مي رفت، متأسفانه تخريب گران و شايعه سازان كه ديگر امروز همه مردم اهداف آنان را به خوبي مي شناسند، در اين ساعات آخر اقدامات خود را تشديد كرده اند. در اين خصوص  لازم ميدانم نكاتي را متذكر شوم:
1- دولت نهم از نخستين روزهاي فعاليت، عزم خود را براي مبارزه با اشرافيت برخي مسوولين و برخورد با فساد جزم كرده بود. ما در اين چهار سال سعي کرديم تا جايي كه مي توانيم...


پنج شنبه 21 خرداد 1388

ايران ما

بسم الله الرحمن الرحيم
ايران متعلق به همه ايرانيان است و من اساسا قايل به مرزبندي ميان اقوام و مذاهب گوناگون ايراني نبوده و  نيستم. اعتقاد دارم که همه مردم ايران با هر دين و مذهب و قوميت و زباني که دارند نسبت به وجب وجب خاک ايران و امکانات و منابع کشور حق برابر دارند و تلاش کرده ام به نوبه خود بساط برخي نگاه هاي انحرافي و غلط در اين باره را برچينم.
رييس جمهور بايد در برابر همه مردم ايران پاسخگو باشد و شيعه و سني ، مسيحي و يهودي و زردشتي بايد در نظر او يکسان باشد که اگر چنين نکند در پيشگاه عدل الهي سرافکنده و پشيمان خواهد بود.
بارها به مسئولين تاکيد کرده ام که...


يکشنبه 10 خرداد 1388

براي عدالت

بسم الله الرحمن الرحيم
چهار سال پيش، وقتي براي ورود به عرصه مديريت اجرايي کشور آماده مي شدم، مي دانستم که در چه مسير ناهمواري قدم مي گذارم. از صف آرايي هاي تاريخي زر و زور و تزوير در برابر عدالت خواهي به خوبي آگاه بودم و خبر داشتم که با چه ناملايماتي مواجه خواهم شد و مي دانستم که قدرت مداران خودکامه و حريصي که اجراي عدالت را بر نمي تابند، براي خاموش کردن نداي عدالت طلبي، از هيچ اقدامي فروگذار نکرده و نمي کنند.
اما تحمل فقر و فساد و تبعيضي که عده اي اندک مي خواستند بر مردم ما تحميل کنند حقيقتا برايم دشوار بود. از خدا خواستم تا توفيق قدم نهادن در مسير اجراي عدالت و تلاش براي احقاق حقوق مظلومان و مستضعفان و ايستادن در برابر مستکبران و متکبران را روزي ام کند...


شنبه 9 خرداد 1388

مدتي اين مثنوي تاخير شد ...

بسم الله الرحمن الرحيم
ايام سوگواري فاطميه را به پيشگاه حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و تمامي محبان حقيقي ايشان تسليت مي گويم و از خداوند متعال مي خواهم که همه  ما را از رهروان آن وجود نوراني و پاک قرار دهد. ان شاء الله
مدت ها بود فشردگي برنامه هاي کاري اجازه نمي داد که در کنار مطالعه و بررسي ديدگاه هاي مردمي در اين پايگاه، يادداشت جديدي منتشر کنم. نوشته هايي داشتم، اما فرصتي مناسبي دست نمي داد تا آنها را براي انتشار آماده سازم.
فرا رسيدن ايام انتخابات، موجب شد...


چهارشنبه 22 خرداد 1387

امام خميني، سياست مدار يا حقيقت مدار؟

در عصر امام خميني، لياقت آن را يافتيم که به چشم خود، دو فرهنگ سياسي متفاوت را به موازات يکديگر، تجربه و ‏مقايسه کنيم. در يکسو، "سياستمداران"  بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سياست و قدرت و چرتکه اندازيهاي عادي و ‏مادي، تحليل مي کنند و تصميم مي گيرند. آنان هيچ وقت و هيچ کجا، دست خدا و مديريت الهي را نمي بينند و هرگز، ‏حتي هاله اي از  نور عنايت خدا را که در عصر خميني عزيز بر اين ملت باريدن گرفت، مشاهده نمي کنند. اصطلاحا  ‏مذهبي اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سياسيشان، با اهداف  و با طرز محاسبات ماديون عالم، تفاوتي ندارد. منکر ‏تدبير الهي و دست غيب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماترياليستهاي عالم، حضور خدا و حجت خدا را در ‏تحولات عالم و سير تاريخ بشر انکار مي کنند و اي کاش فقط انکار مي کردند، به سخره مي گيرند و نيشخند مي زنند.‏
اما خط دوم، خط خميني است که نه "سياستمدار"، بلکه "حقيقتمدار" بود. او سياست را هم ‏...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 20:6  توسط hossein  | 

کشف واکسن جدیدی برای کاهش وزن

سه شنبه 27 تیر ماه سال 1391 ساعت 07:15

دانشمندان موفق به کشف واکسن جدیدی در مدل حیوانی برای کاهش وزن شدند.
به گزارش وب دا، به نقل از نشریه علوم دامی و بیوتکنولوژی، محققان با ارزیابی اثربخشی دو واکسن به نام‌های JH17‌ و JH18‌ با استفاده از فرم اصلاح شده هورمون سوماتوستاتین  توانستند وزن موش‌های آزمایشگاهی را کاهش دهند.
براساس این گزارش محققان دو گروه 10 تایی از موش‌های نر چاق را به مدت 8 هفته قبل از مطالعه تحت رژیم غذایی با چربی بالا قرار دارند و سپس آنها را با همان رژیم در یک دوره 6 هفته‌ای با تزریق این دو واکسن مورد مطالعه قرار دارند.
از طرفی به منظور تقویت این تزریق، موش‌ها در روز بیست و دوم آزمایش تحت تزریق دوباره واکسیناسیون تکمیلی قرار گرفتند.
نتایج حاصل از این گزارش از مقایسه گروه تزریق شده با واکسن سوماتوستاتین با یک گروه 10 تایی از موش‌های شاهد که تحت تزریق نرمال سالین قرار گرفتند، حاکی از آن است که چهار روز پس از اولین تزریق هورمون سوماتوستاتین، در موش‌های واکسینه 10 درصد کاهش وزن مشاهده شد و این در حالی است که واکسن نرمال سالین مورد استفاده در گروه شاهد این تأثیر را بر روی آنها نداشت.
نتایج دیگر این مطالعه می‌افزاید: در پایان این آزمایش محققان مشاهده کردند که هر دو واکسن JH17 ‌ و JH18‌ به میزان قابل توجهی وزن موش‌های مورد مطالعه را کاهش داد.
براساس این گزارش محققان افزودند: این دو واکسن بدون تأثیر گذاشتن بر سطح نرمال فاکتور و رشد انسولین منجر به کاهش وزن در موش‌ها شده است.
گفتنی است: سوماتوستاتین هورمونی پپتیدی است که مانع از عملکرد هورمون رشد (GH)‌ و فاکتور رشد شبه انسولین (IGF)‌ می‌شود که نتیجه آن افزایش سوخت و ساز بدن و کاهش وزن است.
به گفته محققان در حال حاضر تنها گزینه‌های غیر از رژیم غذایی برای کنترل وزن، استفاده از جراحی و داروهای قوی است که عوارض خطرناکی دارد ولی این مطالعه نشان می‌دهد که امکان درمانی برای چاقی با این واکسن جدید وجود دارد، گرچه مطالعات بیشتری برای کشف پیامدهای درازمدت این واکسن در درمان چاقی انسان‌ها ضروری است.  

منبع: تابناک

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

تصاویری از جمجمه 1.9 میلیون ساله انسان

شنبه 24 تیر ماه سال 1391 ساعت 13:32

 دو سال پیش دانشمندان اعلام کردند که بخشی از اسکلتهای یک گونه جدید از انسانها را در یک غار در آفریقای جنوبی کشف کرده اند و اکنون بقایای بیشتری از این اسکلت در یک قطعه سنگ بزرگ به ضخامت یک متر در دانشگاه ویتواترزراند در آفریقای جنوبی کشف شده است.

به گزارش مهر، این قطعه سنگ بزرگ حدود سه سال پیش کشف شد اما ارزش واقعی آن در آن لحظه مشخص نشده بود. این سنگ با استفاده از اسکنر CT مورد بررسی قرار گرفت.

اسکنر CT دستگاهی است که اصولا برای اهداف پزشکی مورد استفاده قرار می گیرد.

  

 لی برگر دیرین انسان شناس این دانشگاه طی بیانیه ای اظهار داشت: ما بخشهایی از آرواره ها و بخشهای مهمی از بدن این اسکلت چون استخوان ران، دنده ها، مهره ها و سایر اعضا را کشف کرده ایم.

برگر به عنوان محققی که ریاست این تیم تحقیقاتی را برعهده داشت، اعلام کرد که این گونه از انسانهای اولیه در غار مالاپا در شمال ژوهانسبورگ پایتخت آفریقای جنوبی کشف شده است و آن را جنوبی‌کپی سدیبا نامگذاری کرده اند.
 

 

 جنوبی‌کپی سدیبا (Australopithecus sediba) گونه‌ای از سرده جنوبی‌کپی‌ها بوده‌ است که سنگواره‌هایی با قدمت 1.78 میلیون تا 1.95 میلیون سال از دوران پلیستوسن از آنها به دست آمده ‌است. سنگواره‌ها در محل باستانی غار مالاپا واقع در کشور آفریقای جنوبی کشف شده‌است.

نخستین نمونه به دست آمده از این گونه، توسط پسر 9 ساله لی برگر دیرینه ‌انسان‌شناس به نام متیو در 19 آگوست 2008 یافت شد. متیو وقتی در حال جستجو در محل حفاری پدرش در تپه‌های دولومیتی شمال ژوهانسبورگ، در منطقه حفاظت‌شده مالاپا بود، به طور اتفاقی به این استخوان فسیل‌شده برخورد کرد.
 

 

قرار است بخشهای کشف شده از این اسکلت به نمایش عمومی گذاشته شود اما هنوز درباره اینکه این نمایش به صورت زنده یا اینترنتی باشد، تصمیم گیری نشده است. انتظار می رود با مشارکت انجمن نشنال جغرافی یک استودیو آزمایشگاهی در مرکز ماروپنگ در مرکز میراث جهانی مهد بشریت در آفریقا جنوبی ساخته شود.

این درحالی است که برخی از محققان این کشف را زیر سوال برده اند، دونالت جانسون مدیر موسسه خاستگاه انسان در دانشگاه ایالتی آریزونا اظهار داشت: این استخوانها به خوبی کامل و حفظ شده است اما استدلال اینکه این گونه از نیاکان انسانهای متعلق به 1.8 تا 1.9 میلیون سال پیش هستند، استدلال درستی نیست، چرا که سایر فسیلهایی که به گونه انسان نسبت داده شده نیز در حدود همین تاریخ بوده است.

قرار است نتیجه این اکتشاف در یک مجله علمی منتشر شود.  

منبع: تابناک

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 19:10  توسط hossein  | 

عجایب هفتگانه جهان

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > جغرافی > جغرافیای تاریخی -->(cached)

بسیاری‌ از مردم‌، آثاری‌ چون‌ دیوار چین ‌، تاج‌محل‌ و تخت‌ جمشید را به‌ عنوان‌ عجایب‌ هفتگانه‌جهان‌ می‌شناسند، اما این‌ آثار که‌ بسیار زیبا وکم‌نظیر هستند، در فهرست‌ عجایب‌ هفتگانه‌ جهان‌قرار ندارند. فهرستی‌ که‌ در روزگار باستان‌ تعیین‌شده‌ و پس‌ از آن‌ نیز توسط باستان‌شناسان‌ و هنرشناسان‌ تایید شده‌ است‌ و جز عجایب‌هفت‌گانه‌ هستند، به‌ این‌ شرح‌ می‌باشد:

  • اهرام‌ مصر، در مصر
  • باغ‌های‌ معلق‌ بابل‌، در عراق‌
  • مجسمه‌ زئوس‌، در المپیا
  • معبد آرتمیس‌، در افسوس‌
  • مقبره‌ ماسولوس‌، در هالیکارناسوس‌
  • مجسمه‌ عظیم‌ رودس‌، در یونان‌
  • برج‌ دریایی‌ اسکندریه‌، به‌ در جزیره‌ فاروس‌

هرم‌ خوفو:

«هرم‌ خوفو» بزرگ‌ترین‌ هرم‌ در بین‌ اهرام‌ مصر است‌. این‌ بنا که‌ قدیمی‌ترین‌ و بزرگترین‌ بنا در بین‌عجایب‌ هفتگانه‌ می‌باشد، تنها بنایی‌ است‌ که‌ درحال‌ حاضر وجود دارد. هرم‌ خوفو در 2600 سال‌ قبل‌ از میلاد ساخته‌شده‌ است‌. این‌ هرم‌ بلندترین‌ بنای‌ ساخته‌ دست‌بشر تا سال‌ 1889 می‌باشد; از این‌ رو این‌ هرم‌جزو عجایب‌ هفتگانه‌ قرار گرفته‌ است‌. بیشترسنگ‌های‌ تشکیل‌ دهنده‌ این‌ بنا، سنگ‌های‌عظیمی‌ است‌ که‌ امروز تنها با تریلرهای‌ بسیاربزرگ‌ قابل‌ حمل‌ است‌. ارتفاع‌ فعلی‌ این‌ هرم‌138 متر است‌.


رودس‌ یونانی‌:

مجسمه‌ عظیم‌ الجثه‌ رودس‌ در یونان‌ یکی‌ دیگر ازعجایب‌ زیبایی‌ جهان‌ بشمار می‌رود. ارتفاع‌ این‌مجسمه‌، یک‌ شاهکار برجسته‌ معماری‌ بود که‌برروی‌ جزیره‌ رودس‌ در حدود 280 سال‌ قبل‌از میلاد ساخته‌ شده‌ بود. هیچ‌کس‌ نمی‌داند این‌ مجسمه‌ شبیه‌ چه‌ کسی‌ بوده ‌یا در کجا قرار داشته‌ است‌. به‌ گفته‌ کارشناسان‌فرهنگی‌، احتمالا این‌ مجسمه‌ در نزدیکی‌ در ورودی‌ لنگرگاهی‌ بنا شده‌ بوده‌ و پاهای‌ مجسمه‌در دو طرف‌ قرار داشته‌ است‌; به‌طوری‌ که‌کشتی‌ها از میان‌ پاهای‌ آن‌ عبورمی‌کرده‌اند.باستان‌شناسان‌ این‌ مجسمه‌ را جزو عجایب‌ هفتگانه‌جهان‌ قرار داده‌اند.


آرتمیس‌ ترک‌:

معبد آرتمیس‌ در «افوسوس‌» ترکیه‌ می‌باشد. این‌بنا با داشتن‌ 100 ستون‌ مرمری‌ زیبا که‌ ارتفاع‌ هرکدام‌ از آنها به‌ 15 متر می‌رسید، یکی‌ از عجایب‌هفتگانه‌ به‌ حساب‌ می‌آید. این‌ معبد، فضایی‌ را احاطه‌ می‌کرد که‌ تقریبا چند برابر وسعت ‌آکروپلیس‌ در آتن‌ بود. در این‌ معبد، حوادث‌زیادی‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌. این‌ بنا در 600 سال‌پیش‌ از میلاد ساخته‌ و در 550 سال‌ پس‌ از میلاددر آتش‌ سوخت‌; سپس‌ مجددا به‌ صورت‌ زیباتر وعظیم‌تر باز سازی‌ شد. این‌ بنا بار دیگر برای‌ دومین‌بار دچار حریق‌ شد.


زئوس‌ یونانی‌:

مجسمه‌ زئوس‌ در المپیای‌ یونان‌ است‌ و یکی‌ ازعظیم‌ترین‌ مجسمه‌های‌ جهان‌ به‌ شمار می‌رود.این‌ اثر در450 سال‌ قبل‌ از میلاد توسط مجسمه‌ساز معروفی‌ به‌ نام‌ «فیدیاس‌» ساخته‌ شد.ارتفاع‌ مجسمه‌ «زئوس‌» در حدود 12 متر است‌.«فیدیاس‌» با ساخت‌ این‌ مجسمه‌ بلند می‌خواست‌اقتدار و نیرومندی‌ زئوس‌ را نشان‌ دهد. مجسمه‌زئوس‌ در معبد زئوس‌، 64 متر طول‌ و 72 ستون‌به‌ سبک‌ معماری‌ قدیم‌ یونانی‌ دارد. مجسمه‌ زئوس‌در حدود 850 سال‌ در این‌ معبد قرار داشت‌. تاهنگامی‌ که‌ یونانی‌ ها آن‌ را به‌ استانبول‌ منتقل‌کردند. البته‌ بعد از مدتی‌ به‌ آتش‌ کشیده‌ شد و ازبین‌ رفت‌. عظمت‌ و زیبایی‌ این‌ مجسمه‌ سبب‌ شدکه‌ در فهرست‌ عجایب‌ هفتگانه‌ قرار گیرد.


باغ‌های‌ بابل‌:

باغ‌های‌ معلق‌ بابل‌ در عراق‌ یکی‌ از بحث‌برانگیزترین‌ عجایب‌ هفتگانه‌و بی‌نظیرترین‌معماری‌های‌ جهان‌ به‌ شمار می‌رود. البته‌ عده‌ای‌از باستان‌شناسان‌ هنوز در وجود داشتن‌ آن‌ شک‌دارند. بعد از بدست‌ آمدن‌ اسناد اصلی‌ وخرابه‌های‌ برجا مانده‌ از آن‌ زمان‌، وجود داشتن‌آن‌ ثابت‌ شد. در این‌ میان‌ سوالی‌ مطرح‌ است‌ که‌این‌ باغ‌های‌ معلق‌ چرا ساخته‌ شدند؟ درپاسخ‌ به‌این‌ سوال‌ باید افزود که‌ شاه‌ «نبوکد» این‌ بنای‌عجیب‌ را برای‌ خوشحال‌ کردن‌ همسرش‌ در 6قرن‌ قبل‌ از میلاد ساخت‌. عده‌ای‌ از تاریخ‌ نگاران‌می‌گویند: ملکه‌ آشوری‌ این‌ باغ‌ را برای‌ تفریح‌ وسرگرمی‌ خود ساخته‌ است‌.


ملکه‌ هالیکارناسوس‌:

ارتفاع‌ این‌ مقبره‌ مرمری‌ به‌ اندازه‌ یک‌ ساختمان ‌14 طبقه‌ بود. ملکه‌ «آرتمیسیا» فرمان‌ ساخت‌ این‌مقبره‌ را در هالیکار ناسوس‌ برای‌ همسرش‌ در353 سال‌ قبل‌ از میلاد صادر کرد. ملکه‌ این‌ بنا رابرای‌ قدردانی‌ از همسرش‌ ساخت‌ و به‌ این‌ منظوربهترین‌ هنرمندان‌ و مجسمه‌ سازان‌ آن‌ زمان‌ را گرد آورد. ملکه‌ آرتمیسیا دو سال‌ پس‌ از همسرش‌درگذشت‌. جالب‌ است‌ که‌ بدانید، شاه‌ ماسولوس‌هم‌ همسر آرتمیسیا بود و هم‌ برادرش‌. این‌ بنا درحدود 17 قرن‌ پا بر جا بود و در 1400 سال‌ پس‌از میلاد، در اثر زلزله‌ فرو ریخت‌.

فانوس‌ اسکندریه‌:

فانوس‌ اسکندریه‌ یکی‌ از بزرگ‌ترین‌ شاهکارهای‌روزگار باستان‌ می‌باشد. ارتفاع‌ آن‌ بنا حداقل‌ به‌اندازه‌ یک‌ ساختمان‌ 40 طبقه‌ امروزی‌ بود وبرای‌ 16 قرن‌ پا برجا بود. برخلاف‌ 6 عجایب‌ دیگر، فانوس‌ اسکندریه‌استفاده‌های‌ عملی‌ بسیار داشت‌. این‌ بنا به‌کشتی‌های‌ دریانوردی‌ کمک‌ می‌کرد که‌ اسکله‌هارا به‌ راحتی‌ پیدا کنند و با ایمنی‌ کامل‌ داخل‌ آن‌شوند. این‌ اسکلت‌ برای‌ 1600 سال‌ باقی‌ ماند وارتفاع‌ آن‌ 180 متر و بلندترین‌ ساختمان‌ دنیابود، اما با ساخت‌ «برج‌ ایفل‌» در سال‌ 1889،«ایفل‌» بلندترین‌ برج‌ دنیا نام‌ گرفت‌.


منبع : مجله خانواده سبز


تعداد بازدید ها: 88977
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/11/20ساعت 0:51  توسط عباس دوکوهکی  |  نظر بدهید

مطالعه و بررسي جو هميشه مورد نظر دانشمندان ايراني بوده است. از اين رو خيلي از دانشمندان نجوم در اثر خود بخشي را به مسائل جوي اختصاص دادند. محمد بن زكرياي رازي ، ابن سينا ، حكيم عمر خيام ، ابوريحان بيروني و انوري شاعر معروف از شخصيها و دانشمندان ايراني بوده است كه پيرامون پديده هاي جوي مطالبي در آثار خود به يادگار گذاشته اند. فعاليت هاي منظم هواشناسي اولين بار با اندازگيري عناصر جوي توسط سفارتخانه هاي انگليس و روس درتهران  و مناطق نفت خيز جنوب كشور شروع شد كه اين اطلاعات صرفا به بايگاني كشور هاي مربوطه منتقل شده و احتمالا در برنامه هاي تحقيقاتي آنها مورد استفاده ويژه قرار گرفته است. درس هواشناسي در سال 1298 در برنامه درسي مدرسه برزگران منظور شد كه اين درس توسط معلمان فرانسوي تدريس مي شد و در همان محل اولين سكوي هواشناسي احداث شد كه در آن دماي هوا و رطوبت نسبي و ميزان بارندگي اندازه گيري مي گرديد. اين ايستگاه  در سال 1308 كامل شد و اكثر عناصر جوي را ديده باني مي كرد. بتدريج در اثر نياز شديد بخشهاي كشاورزي و آبياري تعدادي ايستگاه نيز بر حسب ضرورت در نقاط مختلف كشور تاسيس شد كه مسئوليت آن با بنگاه مستقل آبياري وابسته به وزارت كشاورزي وقت بود. بعد از جنگ جهاني دوم نيروهاي متفقين براي سلامت پرواز هواپيماهاي خود يك واحد كوچك هواشناسي داير كردند كه نيازهاي هواشناسي بهش هواپيمائي آنها را تامين مي كرد در اين زمان بنگاه مستقل ابياري وزارت كشاورزي اقدام به تربيت يك گروه ديده بان هواشناس نمود كه اين ديده بانان در سال 1327 فارغ التحصيل در ايستگاههاي هواشناسي مشغول به كار شدند. هواپيمائي كشوري نيز به علت نياز به اطلاعات جوي در فرودگاههاي اصلي كشور اقدام به تاسيس ايستگاههاي هواشناسي كرد. در اثر نياز شديد برنامه ريزان به آمار و اطلاعات اقليمي از نواحي مختلف كشور و ناهماهنگي در تاسيس ايستگاههاي هواشناسي كه توسط بخشهاي مختلف انجام مي شد، مسئولان وقت تاسيس يك واحد هواشناسي مستقل در كشور را ضروري دانسته و در سال 1334 شمسي اداره كل هواشناسي كشور وابسته به وزارت راه تاسيس شد. اين اداره كل بعد ها به صورت سازماني مستقل زير نظر وزارت جنگ قرار گرفت كه بعد از انقلاب اسلامي مجددا زير نظارت وزارت راه و ترابري در آمد. در هنگام تشكيل اداره كل هواشناسي در سال 1334 تمامي ايستگاههاي هواشناسي كه توسط بخشهاي مختلف تاسيس بودند به اين اداره كل واگذار شد. ايستگاههاي واگذار شده از نوع سينو پتيك ، اقليم شناسي و بارا ن بودند كه هر يك ديده باني هاي مربوط بخود را انجام مي دادند. در آن زمان تعداد ايستگاههاي سينو پتيك 34 و اقليم شناسي 107 و باران سنجي 160 بود گسترش ايستگاههاي هواشناسي و تو سعه شبكه آن پس از انقلاب اسلامي شتاب بيشتري پيدا كرده در سال 1338 هواشناسي ايران به عنوان يكصدوسومين عضو سازمان هواشناسي جهاني به عضويت اين سازمان جهاني در آمد. سازمان هواشناسي كشور قبل از انقلاب بيشتر در خدمت حمل و نقل هوايي و صنعت هواپيمائي بود و به مسائل هواشناسي كاربردي كمتر توجه مي شد ولي پس از انقلاب اسلامي و با تعيين كشاورزي به عنوان محور اصلي فعاليتهاي اقتصادي كشور ، اين سازمان نيز خدمات خود را به سمت كشاورزي به عنوان محور اصلي فعاليت هاي اقتصادي كشور متوجه كرد و امروزه توسعه ايستگاهها و بهبود سيستم آمار هواشناسي كشور در جهت ارائه خدمات به بخشهاي تحقيقاتي كشاورزي ،‌دامداري ، آبياري و غيره گرايش دارد. امر تحقيقات به عنوان بخشي از فعاليتهاي مستمر اين سازمان استفاده از كامپيوتر و اصلاح روشهاي جمع آوري و بايگاني آمار ميسر نبوده و لذا از سال 1362 سعي شد با تجهيز مركز كامپيوتر سازمان به يكي از پيشرفته ترين كامپيوتر هاي موجود در جهان و با تبديل نقشه ها و گرافها به صورت ميكرو فيلم ، بتوانند پژوهشگران را در دسترسي سريع به اطلاعات ياري كند. همچنين مراكز تحقيقاتي سازمان با تشويق كارشناسان و محققان هواشناسي توانسته است مجموعه اي از 132 اثر از ترجمه و تاليف ارائه نمايد كه بتدريج چاپ و منتشر مي گردد با توجه ‌به ‌اهميت ‌ارتباطات ‌در هواشناسي، شبكه ايستگاههاي سينوپتيك كشور با مجهز شدن به سيستم بيسيم S-S-B (اس ـ‌اس‌ـ بي ) و برقراري خطوط تلكس در مراكز مناطق تقويت شد و كليه اطلاعات جوي از 160 ايستگاه سينو پتيك به طور همزمان ساعت بساعت در مركز مخابرات تهران جمع آوري مي شود و به صورت بلادرنگ و يا به صورت آمار در اختيار مركز پيش بيني و مركز خدمات كامپيوتري سازمان قرار مي گيرد. كارشناسان مركز كامپيوتر با توجه به دستورالعملها و استانداردهاي بين المللي در چند مرحله كار كنترل كيفي و كمي اطلاعات رسيده را به صورت دستي و كامپيوتري انجام مي دهند. و نتايج را روي نوار و ديسك هاي كامپيوتري منتقل مي‌كنند. مركز پيش بيني تهران با دريافت اطلاعات ساعت بساعت جوي كليه كشورهاي خاورميانه ، اروپا و آسيا و جمع آوري همزمان اطلاعات از ايستگاههاي هواشناسي سينوپتيك داخل كشور روزانه چندين نقشه هواشناسي در سطوح مختلف جو تهيه و پيش‌بيني هاي لازم را صادر مي كند مركز اخطاريه هاي لازم را در مورد وقوع طوفان ، سيل ، سرماي شديد و ناگهاني ، بروز آفات كشاورزي و غيره تهيه مي كند. و به سازمانهاي و نهادهاي ذيربط ارسال مي دارد. در كنار فعاليتهاي تحقيقاتي سازمان ، مركز آموزش عالي هواشناسي و علم جو توانسته است در پنج سال گذشته در 14 دوره آموزشي دانشجويان و كارمندان را در سطوح فوق ديپلم ، ليسانس و بالاتر آموزش دهد كه اين آموزشها چه بصورت باز آموزي و چه بشكل دوره هاي تخصصي ديپلمه ها و ليسانسيه هاي تازه استخدام توانسته است در بالا بردن كيفيت علمي امور هواشناسي موثر باشد. از نظر آموزشهاي بين المللي و شركت در سمينارها و اجلاسيه هاي تخصصي ، سازمان بسيار فعال بوده و در چند سال اخير تعداد زيادي از كارشناسان سازمان براي شركت در دوره هاي و سمينارهاي آموزشي به خارج از كشور مسافرت كرده اند. در اين راستا تعداد زيادي از متخصصان هواشناسي تا كنون در دوره هاي آموزشي كه در ساير كشورها توسط سازمان هواشناسي جهاني ترتيب داده شده است شركت كرده اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 19:4  توسط hossein  | 

اندکی بیشتر درمورد بدانیم

کهن ترین نوشته و کتاب دینی است. بخش های گوناگون این کتاب، طی صدها سال تدوین شده است. کتاب اوستا در روزگار باستان دارای ۸۱۵ فصل در بیست و یک نسک (کتاب) بوده و در شکل کنونی خود شامل شش بخش گاهان، یَسنه یا (شامل گاتها و غیر آن)، یشت‌ها، وندیداد، و خرده‌اوستا است. بخش‌های اوستا بنا بر تحقیق آنوبانینی در دوران‌های مختلف توسط اشخاص متعدد تالیف شده است. قدیمی ترین بخش اوستا، گاهان نامیده می شود و گفته می شود بخشی از آن، سروده هایی است که به زرتشت الهام شده و بر زبان وی جاری شده است. اوستا را از نظر زمانی می توان به سه بخش تقسیم کرد. بخش نخست اوستای کهن که مضامین آن از نظر زمانی متعلق به روزگار پیش از زرتشت (پیش از حدود دو هزار و هشتصد سال پیش) است؛ اما نگارش آن متعلق به عصرهای پس از زرتشت است و هنگام این نگارش و بازنویسی دگرباره، تا اندازه‌ای مضامین و باورهای جدیدتر را به متن‌های کهن اضافه کرده‌اند. بخش دومِ اوستا از نظر زمانی شامل “گـاتـهـا” است که سروده‌های مینوی شخص زرتشت، پیام‌آور بزرگ ایرانی به شمار می‌رود که هر چند از نظر مضمون پس از اوستای کهن سروده شده است؛ اما از نگاه زبان و نگارش، کهن‌ترین بخش اوستای موجود است. بخش سوم اوستا از نظر زمانی شامل یـسـنـا، یـشـت‌های جدید، ویـسـپـرد، ونـدیـداد و خـرده اوسـتـا است که همگی جزو اوسـتـای نـو به حساب می‌آیند. اما بسیاری از مضامین همین بخش‌های جدید نیز برگرفته و اقتباس شده از باورها و نوشتارهای کهن است؛ اما این آمیختگی به حدی است که امکان تفکیک را امکان‌پذیر نمی‌سازد. اوستا به دو گویش نوشته شده‌است. گویشی که گاهان یعنی سخنان خود زرتشت بدان نوشته‌شده و گویشی که بخش‌های دیگر اوستا را بدان نوشته‌اند. گویش نخست را گویش گاهانی و گویش دوم را گویش جدید نامیده‌اند. گفته می شود که کتاب اوستا در اصل کتاب مقدس همه باستان بوده است. مندرجات اوستا شامل نیایش اهورا مزدا و امشاسپندان و دیگر ایزدان و مظاهر طبیعت و تکالیف انسان در جهان بهشت و دوزخ و داستان‌های ملی است.

کلمه اوستا در اصل “اَوْپِسْٰتاک” است به معنى بنیان جاافتاده و محکم، کنایه است از آیات محکمات و شریعت پابرجای، و به صیغهٔ صفت مشبهه است. واژه اَوِستا بنا به تحقیق آنوبانینی در خود کتاب نیامده به معنی دانش و شناخت هم هست و با واژه “ودا”، نام کهن ترین کتاب دینی هندوان همریشه است. بر روی هم اوستا را می‌توان به معنی “آگاهی‌نامه” یا “دانش‌نامه” دانست که آن را (مرجع نامه) نیز می نامند. در تاریخ طبرى و دیگر متقدمان از مورّخان عرب “ابستاق” و “افسقاق” ضبط شده است و در زبان درى “اُوْستا ـ اُسْتا ـ وُسْت ـ اُسْت” به اختلاف دیده می شود کاف آخر “اوپستاک” که از قبیل کاف “داناک” و “تواناک” است در زبان درى حذف می شود و تلفّظ صحیح این کلمه بایستى “اُوْپستا” باشد ولى به تقلید شعرائى که به ضرورت این کلمه را مخفّف ساخته اند ما آن لفظ را “اَوِسْتا” خوانیم.

اما لفظ زند از آزنتی “Azanti” و به معنی گزارش و ترجمه است و مراد از زند کتب پهلوی است که نخستین بار کتاب اوستا بدان زبان ترجمه شده است و پازند مخفف “پات زند” می باشد که با پیشاوند “پات” ترکیب یافته و به معنی دوباره گزارش یا ترجمه و برگردانیدن زند است به زبان خالص دری. پازند عبارت است از نُسک هایی که زند را به خط اوستایی و به زبان فارسی دری ترجمه کرده باشند و از این رو متأخران خط اوستایی را خط پازند نامند.

بنابر روایت های دینی زرتشتی “اسکندر رومی مصر نشین، پتیاره ی بدبخت، بیدین بدکار بدکردار [به فرمان اهریمن به ایرانشهر حمله کرد و] اوستا و زند را برآورد و بسوخت”. در نامه ی “تنسر” به شاه مازنداران نیز اشاره شده (مسعودی مورخ عرب و جمعی دیگر از مورخان اسلامی هم نقل کرده اند) که “اسکندر” بعد از فتح “اصطخر” اوستا را که بر دوازده هزار پوست گاو نوشته بودند برداشت و مطالب علمی آن را از طب، نجوم و فلسفه به یونانی ترجمه کرد و به یونان فرستاد و خود آن کتاب را بسوزانید.

بنا بر تحقیق آنوبانینی نخستین کسى که پس از اسکندر از نو “اوستا” را گردآورد و آئین دیرین مزدیسنا را نو کرد “وُلَخْش” اشکانى بود (۵۱ ـ ۷۸ ب م). ولخش همان است که ما او را بلاش خوانیم در میان اشکانیان پنج شهنشاه به این نام شناخته شده اند. دار مستتر گوید کسى که اوستا را گرد کرده است باید ولخش نخستین باشد، زیرا او مردى دیندار بوده است و بعضى گمان کرده اند که این شهنشاه ولخش سوم است که از (۱۴۸ تا ۱۹۱ ب م) پادشاهى کرد (از جمله آقاى آرتور کریستنسن مورخ معاصر است). این ولخش از سال ۵۱ تا ۷۸ میلادى پادشاهى کرده و از عهد او سکه هاى اشکانیان نیز تغییر یافته به خط پهلوى زده شد و خط یونانى موقوف گردید و بعید نیست اوستا هم از عهد او شروع به گردآورى شده باشد. به هر حال آنچه مسلم است در زمان اشکانیان و بخش های باقیمانده از آن کتاب بزرگ با افزودن آنچه در یادها مانده بود گردآوری شده و سرانجام در سده های پنجم و ششم هجری بار دیگر این کتاب گردآوری شد که به صورت امروزین در آمد. دانشمندان محقق ۲۱ نسک ساسانی را به ۳۴۵۷۰۰ کلمه برآورد کرده اند و امروز ۸۳۰۰۰ کلمه در اوستای فعلی موجود و باقی به تاراج حادثات رفته است. در قرن نهم میلادی و دوم هجری مؤلف دینکرت – که تفسیری از اوستا و مهمترین کتب فقه، عبادت و احکام مزدیسنی است – گوید اوستا دارای ۲۱ نسک است، و اسامی آنها را ذکر می کند و مجموع ۲۱ نسک را به اصطلاح زبان پهلوی به سه قسمت منقسم مینماید به قرار ذیل:

الف- گاسانیک

ب- هاتَکْ مانْسَریکج

ج- داتیک
- گاسانیک یعنی بخش “گاثه” که سرودهای دینی و منسوب است به خود زرتشت و محتویات آن ستایش اهورامزده و مراتب ادعیه و مناجات ها می باشد.
- هاتک مانسریک، مخلوطی از مطالب اخلاقی و قوانین و احکام دینی است.
- داتیک، فقه و احکام و آداب و معاملات است.

اما بعد از این تاریخ (یعنی بعد از قرن سوم هجری) گویا در قرن چهارم و پنجم هجری اوستا به شکل کنونی در می آید.
بخش های اصلی کتاب اوستای امروزین عبارتند از:
۱) : که به معنای نیایش است و مشتمل بر هفتاد و دو فصل می باشد. گات ها که منسوب به خود زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمت های اوستا دارد در این بخش واقع شده است.
۲) : که مشتمل بر ۲۳ فصل است و وظایف دینی و اخلاقی پیشوایان دینی را بیان می کند. معنی آن “همه ی ردان و پیشوایان” است.
۳) یشت ها: که به معنای نیایشهاست و در گذشته به تعداد روزهای ماه بود اما امروزه از آن بیش از ۲۲ یشت در دسترس نیست.
۴) : که به معنای اوستای کوچک است و شامل نمازهای روزانه نیایش ها و توبه نامه ها و ذکر هایی است که باید به صورت روزانه یا در جشنهای خاص بخوانند.
۵) وندیدا: که به معنای کتاب داد و قانون است که مطالبی درباره آفرینش جهان و تاریخ و مهاجرت آریاییان و قوانین مربوط به کشاورزی، حقوق، طهارت، کفن و دفن و … دربر دارد. در اصل وندیودات بوده است، یعنی ادعیه و اوراد بر ضد دیوان و اهریمنان.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 18:19  توسط hossein  | 

پرچم را بر افرازید شیپور در میان توده ها به صدا در آورید ملت ها را به جنگ بخوانید هان ای بابل ای شهر گنجینهachaemenid ancient  cra زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir های سرشار دیگر ثروت های تو تمام شده و دوران خود تو هم تمام شده است.(ارمیای نبی)

آستیاک پادشاه ماد روزی در خواب دید دخترش وارد اتاق شد و و کوزه ای در دست داشت آب آن را فرو ریخت آب کوزه جریان یافت و حوض شد و حوض رودخانه گردید رودخانه رودی گردید طغیان کرده و دنیا را فرا گرفت.

آستیاک دستور داد کلیه ی دانشمندان و کسانی که در تعبیر خواب سر رشته داشتند در قصر سلطنتی حضور یافته و خواب خود را به آنان نقل کرد.

یکی از آنها خویش را به پادشها نزدیک کرد و گفت:معبر پاسخ داد دختر خودت را به یک نفر اهل ماد نده بلکع بع یک نفر پارسی از خواندان شاهی بده در این صورت پسر او پارسی خواهد بود و وارث سلطنت تو نخواهد شد و بلکه مطلیع تو خواهد شد این رای برای پادشاه پسند آمد و دختر خود را به کمبوجیه داد.

همچنین نوشته است که شبی در خواب می بیند که از بدن دخترش ماندانا مقدار زیادی آب خارج می شود بطوری که تمام شهر و امپراتوری را فرا می گیرد

آستیاک با وحشت از خواب بیدار می شود و خواب را برای خوابگذار تعریف می کند خوابگذار می گوید خطری از جانب ماندانا دخترت پادشاهی تو را تهدید می کند آستیاک برای اینکه از خطر دخترش در امان بماند فورا او را به عقد کمبوجیه حاکم پارس در می آمرد زیرا معتقد بود او خیلی از یک ماد کمتر است و نمی تواند خطری برای او داشته باشد.

پس از یک سال پادشاه خواب دیگری دید :در سر زمین پارس شاخه ی تاکی رویید دردم این شاخه به درختی مبدل شد این درخت در هر دقیقه بزرگتر شد و طولی نکشید که درخت به اندازه ای بزرگ شده و طولی نکشید که درخت به اندازه ای بزرگ شد و برگهای آن تمام جهان را زیر سایه ی خود گرفت.

نتیجه ی تعبیر خواب جدید پادشاه این بود که او پسر پارس است و باز حکومت خواهد کرد.

مشاورین به پادشاه گفتند که اگر این کودک در حیات بماند نه تنها از سلطنت ماد اثری نخواهد گذاشت بلکه تمام آسیا را نیز در دست خود خواهد گرفت.

کمبوجیه تصمیم گرفت پیشنهاد را بدون رضایت دخترش و به جان خریدن دشمنی پارسها برای دفع خطری بزرگ بپذیرد.

جاسوسی را بسوی سرزمین پارس فرستاد تا وقتی پسر ماندانا به دنیا آمد فورا به او اطلاع دهد پس از تولد کودک ماندانا را به اکباتان می فرستد و پسر را مخفیانه به یکی از فرماندهان لشگر خود به نام هاریاگوس می دهد و به او دستور می دهد تا به بیرون از شهر برود و کودک را به قتل برساند

از آنجایی که هاریاگوس یک نجیب زاده بود و خود قبلا فرزند کوچک داشت نتوانست پسر را با دست خود بکشد به همین دلیل از چوپان سلطنتی خواست تا این کار را برایش انجام دهد از طرفی همسر چوپان در همان روز کودک مرذه ای را به دنیا آورده بود وقتی چوپان به خانه می رود اقعه را برای همسرش تعریف می کند همسرش از او می خواهد کودک را نکشد و به جای آن جسد کودک مرده خود را به هاریاگوس نشان بدهد هاریاگوس می پذیرد و زنده می ماند.

سالها به سرعت می گذرد و به نوجوانی برومند تبدیل می شود . همیشه در حین بازی با کودکان نقش پادشاه را بازی می کرد و عده ای از هم سالان خود را انتخواب می کرد وی کارها را طوری انجام می داد که گویی واقعا پادشاه شده است!بعضی از هم سن و سالانش را به عنوان پیش خدمت برخی مسئول نگهداری دربار!!و جوان دیگری را به عنوان رئیس تشریفات انتخواب می کرد

یک روز کوروش در حین بازی با هم سن و سالانش در دهکده به عنوان پادشاه انتخواب می شود و در بازی پسر یکی از بزرگان ماد(ارتم بار) را که از او اطاعت نکرده بود مجازات می کند

ارتم بار به نزد پدر خود رفته و با گریه و زاری به پدر شکایت می کند و می گوید این جوان به طرز توهین آمیزی با من رفتار کرده است.

پدر پسرک عصبانی شده و به نزد آستیاگ رفته و از دست چوپان شکایت می کند و جای شلاق ها را در پست فرزندش به آستیاگ نشان می دهد. آستیاگ فورا چوپان و پسر را به نزد خود فرا می خواند و از او می پرسد به چه جراتی پسر بزرگان ماد را کتک زده؟

کوروش در دفاع از خود می گوید که او نقش پادشاه را بازی می کرده و کسی که از پادشاه اطاعت نکند باید تنبیه شود.آستیاگ به فکر می رود که سخنان کوروش مانند یک کودک عادی نبوده حتی لحن و قیافه ی اون نیز شبیه آستیاگ است!همچنین متوجه شباهت کوروش به ماندان نیز می شود علاوه بر آن سن کودک نیز تطابق تاریخی دارد!

آستیاگ به ارتم یار می گوید من دستور خواهم داد که اسباب رضایت تو و فرزندت فراهم شوم فعلا مرخص هستی.

آستیاگ فورا چوپان را احضار می کند و به او می گوید اگر حقیقت را نگوید کشته خواهد شد چوپان هم از ترس جانش تمام ماجرا را برای پادشاه تعریف می کند.

آستیاگ همواره در گذشته به خاطر کشتن کودک همواره متاسف بود و از طرفی خود نیز پسری نداشت که جانشین خود شود سخت آزرده بود و به خاطر زنده بودن کوروش بسیار خوشحال شد.

آستیاگ به خاطر عصبانیت از دست هاریاگوس بدون انکه او متوجه شود دستور می دهد پسرش را بکشند و در همان شب به خاطر پیدا شدن نوه اش مهمانی با شکوهی بگیرند در مهمانی غذایی گه از گوشت پسر هاریاگوس آماده شده بود به هاریاگوس تعارف شد.

پس از خوردن غذا آستیاگ در خلوت به هاریاگوس می گوید به دلیل اطاعت نکردن از دستور پادشاه گوشت پسرش را به او خورانده است.هاریاگوس نیز با شنیدن این حرف کینه ی شدید از پادشاه به دل می گیرد و با خود عهد می کند که از پادشاه انتقام بگیرد اما او این کینه را در دل خود مخفی می کند.

آستیاگ پس از مشورت با پیشگویان تصمیم می گیرد که کوروش را به نزد ماندانا و کمبوجیه در پارس بفرستد.

کتاب اول بند ۱۳۲-۱۰۷

آستیاگس شبی در خواب دید که از دختر او موسوم به ماندان چندا آب رفت که و تمام آسیا غرق شد.شاه از مغ ها تعبیر این خواب را خواست و آن ها بقدری شاه را از آتیه ترسانیدند که او جرات نکرد دختر خود را به یکی از بزرگان ماد بدهد زیرا می ترسید که دامادش مدعی خطرناکی برای تاج و تخت او گردد.بلاخره دختر خود را به کامبیز(کمبوجیه) که از خانواده ی نجیب پارس و مطیع بود داد.چه او را شاه ماد از یک نفر مادی حد وسط پست تز و بی ضرر تر می دانست.

به خصوص که کمبوجیه شخصی بود ملایم و آرام.پس در سال اول ازدواج ماد در خواب دید از شکم دخترش تاکی روییده که شاخ و برگهای آن تمام آسیا را پوشانده است.تعبیری که مغ ها از این خواب کردند ببه مراتب بیش از خواب اولی بر وحشت او افزود.بر اثر آن شاه دختر خود را که حامله بود مجبور کرد به دیدن او بیاید.

و همین که ماندان وارد شد آستیاگ او را به سان محبوسی نگاه داشت.بعد از چندی ماندان پسری آورد و شاه ماد او را به یکی از خویشان خود نام داده امر به کشتنش کرد و از وحشتی که آسایش او را سلب کرده بود قدری بیاسود. با طفل به خانه آمد و لا زن خود در میان نهاد.

زن پرسید حالا چه خواهی کرد؟وزیر گفت من چنین جنایتی نکنم.اولا این طفل با من قرابت دارد ثانیا شاه اولاد زیاد ندارد و ممکن است دختر جانشین او گردد در این صورت موقع من نزد ملکه ای که پسرش را کشتم چه خواهد بود؟گس بهتر است اجرای این امر را به کسان خود شاه واگذارم.پس از آن یکی از چوپانان پادشاهی را که میترادات (مهرداد)نام داشت طلبید و طفل را به او داده و گفت این امر اکید شاه است که این طفل را به کوهی در میان جنگل بیفکنی تا طعمه ی وحوش شود.چوپان زنی داشت به نام سپاکو نام که تازه زاییده بود همین که چوپان طفل را به خانه آورد و زنش طفل او را دید به پای شوهر افتاده وتضرع کرد که طفل را نکشد.چوپان گفت اگر از کشتن آن دست باز دارم به بدترین عقوبتی گرفتار شوم زن بعد از قدر تامل گفت من تازه زاییده ام و طفل من مرده به دنیا آمده است ما می توانیم او را به کوه افکنیم بعد جسد او را به مفتشین هاپاگ نشان دهیم و این طفل قشنگ را به پسری خودمان برداشته و تربیت کنیموبه این نحو کار خیر کرده ایم و هم تو از خطر جسته ای.چوپان رای زنش پسند آمد و چنان کرد که او گفته بود.بعد نزد هارپاک رفته و گفت امر شاه را اجرا کردم کس بفرست تا جسد طفل را معاینه کند.

هارپاک چند از اسلحه دار های خود چند تن را برای تفتیش فرستاد و بعد امر کرد جسد پسر چوپان را در مقبره ی شاهی با اسم دیگری دفن کنند.چون طفل به سن ده سالگی رسید با امیر زادگان همبازی شد.

پس از آن روزی چنین اتفاق افتاد که هم سالگان او در موقع بازی متفق شدند شاهی را انتخواب کنند و کوروش را که پسر چوپان می گفتند شاه کردند او رفقای خود را به دسته هایی تقسیم کرد وعده ای را اسلحه دار خواند چند تن را برای ساختن قصری معین کرد.یکی را چشم شاه نامید و دیگری را مفتش خواند بعد در حین بازی یکی از رفقای کوروش که پسر ارتم بارس مادی بود نخواست حکم او را اجرا کند و کوروش امر کرد پسر را گرفته سخت تنبیه کردند بعد او همبن که خلاصی یافت به شهر رفته شکایت پسر چوپان را به پدر خود برد و او پسر را برداشته نزد آستیاگ رفت و پشت او را به شاه نشان داد و گفت:شاهان نگاه کن که بنده ی تو پسر چوپان چگون با پسر من رفتار کرده است.

شاه چوپان و پرسش را احضار کرد و چون حاضر شدند رو به پسر چوپان کرده و گفت تو چگونه جرات کردی با پسر کسی که بعد از من اول شخص است چنین معامله کنی؟

کوروش جواب داد در این امر حث با من است زیرا مرا به شاهی انتخواب کردند همه اوامر مرا اجرا کردند جز او که اعتنایی به حرف من نداشت.این بود که تنبیه اش کردم.حالا اگر مستحق مجازات می باشم اختیار با توست.

وقتی که پسر این سخنان را می گفت آستیاگ از شباهت او با خودش و از جلادت و جو وا متحیر شد.بعی مدتی را که از واقعه ی افکندن طفل بهکوه تا آن روز گذشته بود به خاطر آورده سن پسر چوپان را در نظر گرفته و در اندیشه شد پس از آن برای اینکه آرتم بارس را دور کرده تحقیقاتی ار چوپان بکند به او گفت ارتم بارس من چنان کنم که نه تو از من شکوه داشته باشی و نه پسرت.بعد او را مرخص کرده و فرمود چوپان را به اندرون بردند و در آنجا از او پرسید((این طفل از کجاست و کی او را به تو داده است؟))

جوپان جواب داد این طفل پسر من است و مادرش هم زنده است.

آستیاگ گفت پس مایلی زیر شکنجه حقیقت با بگویی؟و امر کرد که او را برده و زجر کنند در این حال چوپان حقیقت را گفته و عفو شاه را با تضرع و زاری در خواست کرد.

پس از آن را احضار کرده و پرسید((طفل دخترم را که به تو سپرده بودم چگونه کشتی؟)) چون چوپان را دید چنین جواب داد((پس از آنکه طفل را به خانه بردم خواستم طوری رفتار کنم که امر تو اجرا شده باشد و هم قاتل پسر دخترت نباشم .این بود که او را به چوپان سپردم گفتم امر شاه است این طفل را به کوهی بیفکنی و الا سخت مجازات خواهی شدو بعد مفتش فرستاده و اجرای امر تو را تفتیش کردم))

آستیاگ باطنا نسبت به هارپاگ غضبناک شد ولی صلح ندید خشم خود را به روی آورد و آنچه را که از چوپان شنیده بود نیز بیان کرد و گفت((وجدان من از کاری که کرده بودم ناراحت بود و همواره می بایست توبیخ و شماتت دختر خود را گوش کنم.حالا که طفل زنده بمانده باید خدا را شکر کرد . ضیافتی داد پسرت را بفرست که همبازی نوه ی من باشد و خودت هم به ضیافت من بیا))هارپاگ به خاک افتاده تشکر کرد بعد به خانه برگشته با شعف زیاد قضیه را به زن خود گفت و طفل ۱۳ ساله اش را که یگانه پسر بود نزد شاه فرستاد شاه امر کرد سر پسر را بریده از گوشت او غذایی تهیه کرده و آن را در میهمانی به هارپاگ خوراند.بعد از او پرسید غذا را چگونه یافتی؟

وزیر گفت خیلی خوب سپس زنبیلی را به او نشان داد و گفت هر چه خواهی از آن بردار وزیر همین که زنبیل را گشود سر و دست و پای پسر خود را در آن دید و فهمید که گوشت چه کسی را خورده است.ولی به روی خودنیاورد و چون شاه پرسید آیا می دانی گوشت چه شکاری را خورده ای جواب داد آنچه شاه کند خوب است بعد بافی مانده ی گوشت پسر سر . جوارح آن را برداشته به خانه برد شاید که من پندارم برای اینکه دفن کند.

پس از این کار ها آستیاگ مغ ها را خواسته گفت پسر دختر من زنده اس شرح قضیه چنین حالا عقیده ی شما چیست؟و چه باید کرد؟مغ ها گفتند خوابی که دیده بودی واقع شد زیرا او را به شاهی انتخواب کرده اند و دیگر خطری از او برای تو نیست))آستیاگ گفت به عقیده ی من هم چنین است با وجود این درست فکر کنید و آنچه صلاح است بگویید.

مغ ها گفتند شاها برای خود ما این خواب اهمیت دارد و منافع خود ما اقتضا می کند در حفظ سلطنت تو که از ما هستی بکوشیم چه اگر کوروش به تخت نشیند پارسی ها بر ما مسلط خواهند شد پس بدان اگر خطری بود می گفتیم.چون خواب واقع شده جای نگرانی نیست.ولی بهتر است او را با مدرش به پارس بفرستی))

آستیاگ از این جواب غرق شادی شد و کوروش را خواسته گفت فرزند برای یک خواب پوچ می خواستم تو را آزار کنم ولی اقبالت تو را نجات داد.اکنون به پارس برو و پدر و مادر خود را بیاب ولی پدر و مادری سوای چوپان و زنش))

کوروش روانه ی پارس گردید و به دیدن کمبوجیه و مادر خود شتافته آن چه را گه راجع سرگذشت خود از همراهانش در راه شنیده بود برای آنها بیان کرذ معلوم است که شعف پدر و مادر را حدی نبود.

بعد گوید که چون کوروش در نزد پدر و مادرش همواره از زن چوپان پرستاری ها و مهربانی اش تعریف کرده و او را می ستو و اسم او را که سپاکو بود می برد ازین قضیه پدر و مادر او استفاده کردند خواستند نجات یافتن او را در میان مرد به سان وقعه ای خارق العاده جلوه دهند با این مقصود منتشر کردند که کوروش را سگ ماده شیر داده بزرگ کرده.زیرا سپاکو در زبان مادی به معنی سگ ماده است و همین انشارات باعث افسانه ای است که در باره ی کوروش است

سالها می گذرد و هر روز ظلم و ستم آستیاگ بر مردم بیشتر و بیشتر می شود تا اینکه هاریاگوس تصمیم می گیرد انتقام پسرش را از آستیاگ بگیرد.به همین دلیل نامه ای به کوروش که حاکم پارس شده بود می نویسد و او را برای سرنگون کردن آستیاگ تشویق کندوکوروش به فکر فرو می رود و تصمیم می گیرد پارسیان و مادها را از دست ظلم و ستم پدر بزرگش نجات دهد.اقوام پارس را به کنار خود فرا می خواند و تصمیم خود را به آنان اطلاع می دهد پارس ها هم که از دست ستم آستیاگ به ستوه آمده بودند با کوروش متحد می شوند و بسرعت لشگری را برای مقابله با آنها فراهم می کند.

آستیاگ هم که از همدستی کوروش با آنها بی اطلاع بو هاریاگوس را به جنگ آنها می فرستد هاریاگوس به همراه سپاهیانش به کوروش ملحق می شود.

آستیاگ نیز لشگر دیگری را آماده می کند و به جنگ کوروش می رود و در این جنگ شکست می خورد و اسیر می شود کوروش به طرف هکمتانه می رود به بدون هیچ مقاومتی پایتخت حکومت ماد را تسخیر می کند.

کوروش هیچ انتقامی از آستیاگ نمی گیرد و تا آخر عمر آستیاگ با او با احترام رفتار می کند.

هرودوت در این مورد چنن می نویسد:

(کتاب اول بند ۱۳۰-۱۳۲)کوروش در دربار پدر خود کمبوجیه(که پادشاه پارس و دست نشانده ماد بود)بزرگ شد در ابتدا او درخیال شورانیدن پارس به ماد یا تاسیس سلسله سلطنت بزرگی نبود ئلی هارپاگ که همواره در صدد بود انتقام پسر خود را از شاه بگیرد و خبر جودت و جلادت را می شنید در نهان با او مکاتبه کرده و هدایایی برای او می فرستاد و دائما او رابر ضد شاه ماد تحریک می کرد.بعد به این هم اکتفا نکرده و به نفع کوروش از بزرگان ماد کنکاشی ترتب می داد.چه بزرگان ماد از نخوت و شدت عمل شاهان ناراضی بودند.بلاخره هارپاگ وقتی دید در ماد زمینه برای کوروش تهیه شده عازم گشت و کوروش را به خروج دعوت کند.با این مقصود نامه ای به او نوشت و در شکم خرگوش پنهان کرد بعد خرگوش را به یکی از خدمه ی امین خود داده و به او لباس شکار پوشانیده و به طرف پارس فرستاد گذشتن از سرحد ماد و دخول به حدود پارس کار مشکلی بود.چه شاه ماد با اینکه مغ ها گفته بودند تعبیر خوابهای او واقع شده است افکار مشوش داشت و نمی گذاشت بین سرزمین پارس و ماد آزادانه مراوده شود.

رسول به واسطه ی لباس شکارچی و خرگوشی که به دست گرفته بود مستحفظین حدود را فریب داده و به طرف پارس گذاشت و پیغام هارپاگ را راجع به اینکه خود کوروش در خفا شکم خرگوش را گشاید به اون داد کوروش دانست که بر ضد شاه ماد باید قیام کند و در درباره ماد علاوه بر هارپاگ کسانی هستند که به او کمک خواهند کرد مضنون نامه این بود:

((ای پسر کامبیز خدا تو را حفظ می کند و الا تو این قدر بلند نمی شدی از آستیاگ قاتل خو دنتقام بکش او مرگ تو را می خواست و اگر تو زنده ای از خدا و بعد از او از من است.گمان می کنم از قضیه مطلعی و نیز از اینکه با تو چه نوع رفتار کردند و چگونه من مجازات شدم.از این جهت که نخواستم تو را بکشم و تو را به چوپانی سپردم.اگر به من اعتماد کنی شاه تمام ممالکی خواهی شد که آستیاگ بر آنها حکومت می کندپارسی ها را به قیام وادار و به جنگ مادی ها بیاور.اگر آستیاگ مرا سردار قشون کند کار به دلخواه تو انجام خواهد یافت و هرگاه دیگری را از مادی ها به کار گمارد تفاوتی نخواهد کردچه نجبای ماد از همه زودتر از او بر خواهند گشت و با تو او را از تخت به زیر خواهند کشید.چون در این جا تمام تهیه ها دیده شده اقدام کن زود هرچه زودتر))

کوروش مصمم شد پارس را بر ماد بشوراند برای اجرای این فکر نامه ای خطاب به خود از طرف پادشاه ماد ساخت بدین مضمون که شاه تمام پارس را به او می سپارد. و تمام مردمان پارس باید از او اطاعت کنند.پس از آن بزرگان پارس را جمع کرده و نامه را برای آنان بخواندودر حال به تمام روسای قبایل امر کرده که مردان خود را به داس مسلح کرده و نزد او آرندوقتی که آنها آمدند بیت استاد ۳۷۰۰ ذرع زمین را از علف هرزه و خار خسک پاک کنند.آنها چنین کردند و روز دیگر آنها را به زمین خود دعوت کرد و تمام حشم پدر خود را سر بریده و نهار خوبی به آنها داد.

پس از آنکه استراحت کردند کوروش به آنها گفت کدام روز خوش تر دارید امروز یا دیروز؟

آنها گفتند شکی نیست امروز را چه دیروز از رنج بسیار به کلی خسته بودیم و امروز غذای لذیذ خورده و استراحت کردیم))کوروش گفت دیروز شما حاکی از رقیت و بندگی شماست نسبت به ماد و امروز شما شبیه آتیه تان اگر به حرف من رفته و بر ماد شوریده و خود را آزاد کنید چه شما از مادی ها از حیث صفات جنگی کمتر نیستید.

چون مردم پارس مدت ها بود که از تسلط مادی ها نازاضی بودند سخن کوروش بسیار موثر افتاد قیام پارس بر ماد شروع شد و کوروش سردار پارسیان گردید پس خبر به شاه ماد رسید و او کوروش را نزد خود خواند.کوروش جواب داد که جدش زودتر از آن چه تصور می کند او را خواهد دید.

آستیاگ فرماندهی لشگر خود را به هارپاگ که باطنان خصومت شدید نسبت او می ورزید و کنکاشی علیه او ترتیب داده بود سپر دو لشگر به هم رسیدند و بر اثر کنکاشی که شده بود قسمتی از لشگر ماد بطرف کوروش رفت و قسمت اعظم چون نخواست جنگ کند شکست خورده و فرار کرد.وقتی این خبر به شاه رسید در خشم و غضب بی پایان فرو رفته و گفت کوروش از این واقعه جان به در نبرد و مغ هایی را که گفته بودند تعبیر خواب شاه واقع گشته بگرفت و بکشت.بعد از آن با لشگری مرکب از مادی ها پیر و برنا به طرف پارس شتافت در این جنگ هم شاه شکست خورده اسیر گردید و مادی هایی که نسبت به شاه وفادار بودند کشته شدند هارپاگ از فرط شادی نتوانست خود را کنترل کند و به شاه دشنام داده و گفت روزی که تو مرا به مهمانی طلبیده و گوشت پسرم را به من خورانده بودی روز بدی بود ولی پیش چنین روزی که تو از مقام شاهی به بندگی تنزل کرده ای هیچ است.

آستیاگ نگاهی به او کرد و گفت معلوم می شود تو در این کار دست داشته ای هارپاگ جواب داد بلی و شرح قضیه را برای او بیان کرد و چون بیان او به آخر رسید.

آستیاگ بدو گفت ((هارپاگ تو هم بسیار احمقی و هم بی وجدان.احمقی زیرا تمام کارها را تو کرده ای برای دیگران واینقدر عرضه نداشتی که تاج و تخت را خودت تصاحب کنی/بی وجدانی زیرا برای کینه جویی راضی شده ای قوم خود را دست نشانده ی پارسی ها کنی.اگر لازم بود کس دیگری به جای من باشد کی خواستی همین کار را که کردی برای یک نفر مادی بکنی))در خاتمه هرودوت می گوید عاقبت کار آستیاگ که ۳۵ سال سلطنت کرد و به واسطه ی شقاوت هایش مادی ها از او برگشتند ولی بعد نادم شدند.کوروش به آستیاگ آسینی نرسانید و او را نزد خود نگاه داشت.

با تسخیر بایتخت ماد کوروش بر تمام سرزمین ها از جمله آشور و سوریه تسلط یافت.در این هنگام پادشاه لیدی که از سقوط سریع امپراتوری ماد به وحشت افتاده بود تصمیم گرفت تا حکومت کوروش پا نگرفته به مرزهای ایران حمله کند.

گراسیوس پادشاه کشور ثروتمند لیدی که موقعیت را مناسب می دید به طمع توسعه ی قلمرو هود به ایران حمله کرد به محض این که کوروش از ماجرا با خبر شد فورا سپاهی را فراهم کرد وتا ۲۰۰۰ کیلومتر تاختند تا به مرز های کشور رسیدند.

achaemenid ancient  lydia زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir

حدود کشور لیدی در زمان

کوروش در این جنگ از شیوه ی هوشمندانه ی جدیدی استفاده کرد کوروش سپاه شتر سوار خود را در مقابل سواره نظام کراسیوس قرار داد از آنجایی که اسب از شتر می ترسد در همان آغاز نبر اسب های لیدی از میدان نبر فرار کردند و کوروش به سرعت توانست سپاه لیدی را شکست دهد.

ولی کراسیوس دست بردار نبود و دوباره به سپاه کوروش حمله کرد و جنگ سختی در گرفت و سپاه لیدی دوباره شکست سختی خورد.

سپاه ایران به دستور کوروش دست به تعقیب سپاه لیدی زد.کراسیوس که سخت ترسیده بود به سپاهیان خود دستور داد که تمام شهر ها و روستاهای پشت سر خود را به آتش بزنند تا سپاهیان کوروش نتوانند آذوقه و غذا بدست آورند و دست از تعقیب آنان بردارند.

ولی کوروش دست بردار نبود و با تدبیر توانست سپاهیانش را به سارد(پایتخت لیبی) برساند و آنجا را محاصره کند.

پس از ورود به سارد رسولانی را به اسپات بابل و مصر فرستاد و تمنا و تاکید کرد به کمک او بشتابند.بعد موعد جنگ را ماه پنجم قرار داد.

کوروش با بابل وارد مذاکره شد و و تکلیف صلح کرد و پادشاه بابل پذیرفت پس از آنکه کوروش از عقب سر خود مطمئن شد بی درنگ به لیدیه آمد.achaemenid ancient  crzos زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir

چون سارد به محاصره در آمد کوروش بی درنگ قصد تسخیر لیدی را کرد ولی سپاهیان ام موفق نشدند.

به محاصر پرداخت کراسوس باز رسولانی را نزد متحدین خود فرستاد و گفت که در محاصره است منتظر ۵ ماه نشده و فورا حمله کنند.

تدبیر توانست سپاهیانش را به سارد(پایتخت لیبی) برساند و آنجا را محاصره کند.

پس از ورود به سارد رسولانی را به اسپات بابل و مصر فرستاد و تمنا و تاکید کرد به کمک او بشتابند.بعد موعد جنگ را ماه پنجم قرار داد.

کوروش با بابل وارد مذاکره شد و و تکلیف صلح کرد و پادشاه بابل پذیرفت پس از آنکه کوروش از عقب سر خود مطمئن شد بی درنگ به لیدیه آمد.

چون سارد به محاصره در آمد کوروش بی درنگ قصد تسخیر لیدی را کرد ولی سپاهیان ام موفق نشدند.

به محاصر پرداخت کراسوس باز رسولانی را نزد متحدین خود فرستاد و گفت که در محاصره است منتظر ۵ ماه نشده و فورا حمله کنند.

همچنین در سپاه کوروش ابزاری برای قلعه گیری وجود نداشت کوروش به محاصره ی منظم شهر پرداخت تا از سختی محاصره و فقدان آذوقه تسلیم شوند.

در یک نقطه از سارد جایی وجود داشت که به واسطه ی شیب تند آن لازم دیده نشده بود در آن قلعه ای بنا کنند.

روزی یک پارسی به نام هی رویاس مشاهده کرد که یک سرباز لیدی کلاهش به پایین افتاد و زود رفته و کلاه خود را برداشت و به جای خود برگشت.

این فرد سپاهیان را از مشف مذکور آگاه ساخت و قسمتی از سپاهیان کوروش از آن قسمت رفته و دروازه های شهر را برای بقیه سپاهیان باز کردند و و سارد تسخیر شد.

مورخ دیگری(کنزیاس):ماجرای فتح لیدی را اینگونه می گوید کوروش دستور داد که سردارانشان سرباز های چوبی بسیار بزرگ بسازد و آنها را جلوی دیوارهای شهر نصب کرد و رعب و وحشت این مجسمه ها باعث شد که اهالی شهر تسلیم شوند.

هرودت ماجرای جالبی نیز در مورد فتحس لیدی ذکر می کند وقتی سپاهیان کوروش برای کشتن کرزوس آمدند پسر کر و گنک کرزوس از اضطرابی که به او وارد شد مستولی شد و فریاد از ای مرد کرزوس را نکش و از این وقت به سخن آمد.

هرودوت می نویسد کوروش دستور داد که آتش تهیه کنند و پادشاه و ۱۴ نفر از نجیبزادگان لیدی را در آن بسوزانند.

وقتی که آتش روشن شد پادشاه لیدی گفت اخ سلن سلن

کوروش توضیحات بیشتر خواست:

کرزوس گفت ای کاش شخصی که اسمش را بدم با تمام پادشاهان صحبت می کرد.

کوروش باز هم توضیح خواست کرزوس گفت زمانی که سلن در پایتخت من بود تمام خزانه و تجملات خود را به اوachaemenid ancient  crsos زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir نشان دادم و آخر از او پرسیدم چه کسی خوشبخت تر است و یقین دانستم اسم مرا خواهد گفت او گفت تا کسی نمرده نمی توان گفت سعادتمند است.

کوروش بی درنگ از این سخن متاثر شد و دستور خاموش کردن آتش را صادر کرد اما دیگر آتش به همه جا زبانه می کشید و کسی نمی توانست آن را خاموش کند.

کرزوس گریست و فریاد سر داد که ای آپلون تو را به بزرگواری ات قسم می هم اگر هدایای من تو را خوش آمده که خودت بیایی و مرا نجات دهی

پس از این استغاثه باران آمد و سیل از همه جا پراکنده شد و کرزوس نجات پیدا کرد

کوروش از خاموش شدن آتش شادمان گشته و به او گفت ای کرزوس کی این راه را به پیش پای تو گذاشته که داخل مملکت من گردی حال آنکه می توانستی من را یار خود بکنی

کرزوس گفت طالع بد من است و خوشبختی تو باعث این کار شد خدای یونانی مرا به جنگ تحریک کرد و الا انسان باید دیوانه باشد که جنگ را بر صلح ترجیح دهد.در زمان صلح پسران پدران خود را دفن می کنند ولی در زمان جنگ پدران پسران خود را چه باید کرد ؟شد آنچه خدایان می خواستند))

قابل ذکر است که برخی از مورخین بر این باورند که کرزوس قصد خودکشی داشته ولی بعداachaemenid ancient  1337091317 1 زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir منصرف شده و بقیه ی اتفاقات…چون سوزاندن برخلاف اعتقادات مذهبی پارسیان بوده است و کوروش هر جایی را که فتح می کرد با رحم و شفقت با اسیر شدگان رفتار می کرد.

کتزیاس نیز واقعه را اینگونه ذکر کرده کرزوس به معبد آپولون پناه برد و او را گرفته و زنجیر کردند چند دست از غیب آمد زنجیر ها را پاره کرد کوروش از این امر متعجب شد و او را برای ادامه زندگی به شهر بارن فرستاد.

ار منستان در زمان هوخشتره به تصرف دولت ماد در آمده بود و با تاجگذار ایران بود ولی با مرگ آستیاگ حاکم ارمنستان سر به شورش گذاشت و از دادن مالیات و اعزام نیرو برای جنگ امتناع کرد.کوروش به هنگام بازگشت از لیدی و به بهانه شکار گوزن وارد مرز ارمنستان شد.سپس فرستاده ای نزد حاکم ارمنستان فرستاد تا باج و نیرو هایی که متعهد شده بود برای کوروش بفرستد

هدف از این کار هشدار به حاکم ازمنستان و بود و چون کوروش نمی خواست بطور غافلگیرانه به ارمنستان حمله کند این فرستاده را نزد حاکم ارمنستان فرستاد.

اما حاکم ارمنستان نپذیرفت و وقتی متوجه شد که کوروش قصد حمله به او را دارد با خانواده اش به کوهستان فرار کرد اهالی شهر هم قصد فرار به کوهستان را داشتند اما کوروش به آنها اعلام کرد اگر در شهر بمانند در امان هستند.

حاکم ارمنستان در کوهستان توسط سربازان کوروش دستگیر شد اما کوروش و و خانواده اش را عفو کرد.

حاکم در مقابل این بزرگواره حاظر شد تمام ثروتش را به پادشاه هدیه کند و کوروش جواب داد قصد او کشور گشایی و گرفتن مالیات نیست فقط بخشی را که ارمنستان به ایران بدهکار است را بر می دارد تا آنها بقیه ی پولها را برای آبادانی شهرهای خود صرف کند.

حاکم ارمنستان از حملات قبیله ی کلدانی ها شکایت می کند.

کوروش از بزرگ قبیله کلدانی ها دلیل این امر را می پرسد او نیز به کوروش می گوید به دلیل فقر دست به غارت و چپاول می زند کوروش به حاکم ارمنستان دستور می دهد که زمینهای کشاورزی مرغوب در اختیار این قبیله بگذارد و بین آنها پیمان صلح برقرار می کند

ماجرای فتح بابل توسط کوروش

در زمان پادشاهی هوخشتره(۱۲۰ سال قبل از کوروش)بخت النصر به فلسطین حمله کرد و پس از ویران کردن معبد سلیمان هزاران یهودی را اسیر کرد و با خود به بابل آورد.

سال ۵۳۹ قبل از میلاد مسیح اکنون زمان آن بود که پیشگویی ها تمام پیامبران و بزرگان یهود به واقعیت بپیوندد

پادشاهان بعد از بخت النصر بیشتر به خوشگذرانی مشغول بودند و نارضایتی مردم و نارضایتی کاهنان(بدلیل عدم احترام به مردوک خدای بابل)و شورش های یهودیان بسیار حکومت بابل را ضعیف کرده بود کوروش از این موقعیت استفاده کرد و به طرف بابل حمله کرد مردم که آوازه ی جوانمردی کوروش را شنیده بودند دروازه ی شهر را به روی کوروش باز کردند و بابل به دست کوروش افتاد.achaemenid ancient  cyrus%20%284%29 زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir

هرودت اوضاع این شهر را چنین توصیف کرده است دیواری که ۳۰۰ پا ارتفاع و ۷۵ پا قطر آن است و مربعی تشکیل داده که هر کدام از اضلاع آن ۱۲۰ فرسخ امتداد یافته.

همچنین در برخی از منابع در این مورد ذکر می کنند که کوروش دستور داد که آب را به مسیر های انحرافی هدایت بکنند و با کندن کانال هایی در یک شب که بابلی ها مشغول عیش و نوش بودند وارد شهر شدند و بابل را فتح کردند.

پس از فتح کوروش توسط بابل به دستور کوروش هیچ کس کشته و زخمی نشد اموال کسی به غارت نرفت سپس ۴۰۰۰۰ یهودی در بند را آزاد کرد و به آنها اجازه داد به اورشلیم بازگردند و معبد سلیمان را از نو بسازند و سپس دستور داد کلیه کارهایی را که انجام داده بود بروی استوانه ی گلی بنویسند.

achaemenid ancient  manshoore koroosh زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir

منم کورش» شاه شاهان ،شاه نیرومند ،شاه بابل ،شاه سوم واکد ،شاه چهار مملکت،پسر کمبوجیه شاه بزرگ،شاه شهرانشان ،نواده کورش ،شاه بزرگ ،شاه شهرانشان ،از اعقاب چیش پش شاه بزرگ ،شاه شهرانشان ،از شاخه سلطنت جاودانه که سلسله اش مورد مهر خدایان و حکومتش به دلها نزدیک است .
هنگامی که من بی جنگ و ستیز وارد بابل شدم ،همه مردم قدوم مرا با شادمانی پذیرفتند . مردوک دلهای نجیب مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من اورا محترم و گرامی داشتم .لشکر بزرگ من به آرامی وارد بابل شد . نگذاشتم آسیب و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید .
اوضاع داخلی بابل و اماکن مقدسه آن قلب مرا تکان داد . فرمان دادم که همه مردم درپرستش خدای خود آزاد باشند و بی دینان آنان را نیازارند . فرمان دادم که هیچ یک از خانه های مردم خراب نشود . فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند .
اهالی این محل ها را جمع کردم و خانه های آنها را که خراب کرده بودند از نو ساختم و خدایان سوم راکد را بی آسیب به قلعه های آنها به گونه ای که قلبشان را خرسند دارد باز گردانیدم . صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم ….

ارزش واقعی این اعلامیه که از آن به عنوان اولین اعلامیه ی حقوق بشر یاد می شود هنگامی معلوم می شود که به مقایسه ی آن با منشورهای فاتحان دیگر در دوران باستان بپردازیم:

آسورنازیربال پادشاه آسور (سال ۸۸۴ ق.م ) میگوید :
بفرموده آشور وایشتار خدایان بزرگ که حامیان من هستند با لشکریان و ارابه های جنگی خود به شهر گینابو حمله بردم و آن را به ضرب یک شست تصرف کردم – ۶۰۰ نفر از جنگیان دشمن را بیدرنگ سر بریدم . سه هزار اسیر را زنده زنده طعمه آتش ساختم و حتی یک نفر را باقی نگذاشتم تا به گروگانی رود . کاکم شهر را به دست خودم زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم و از آنجا به شهر طلا روان شدم . مردم این شهر از در عجز و الحاح در نیامدند و تسلیم من نشدند . لاجرم به شهرستان یورش بردم و آن را گشودم . سه هزار نفر را از دم تیغ گذراندم بسیاری دیگر را در آتش کباب کردم . اسرای بیشمار را دست و انگشت و گوش و بینی بریدم و هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم . از اجساد کشتگان پشته ها ساختم و سرهای بریده را بر تاکهای شهر آویختم .
بلی ،مشاهده میکنید که آسورنا زیربال مردمان را میکشد و آنها را به تاک ها می آویزد .ولی کورش خود تاکی بود که بر جهان سایه انداخت و مردم را درپناه گرفت .

در کتیبه آسوربانی پال (سال ۶۴۵ ق.م ) میخوانیم :
«خاک شهر شوستان و شهر ما داکتو و شهرهای دیگر را به آشور کشیدم . درمدت یک ماه و یک روز کشور ایلام را با تمامی عرض آن جارو کردم . این مملکت را از عبور حشم و از نغمات موسیقی بی نصیب ساختم . به درندگان و ماران و جانوران کویر اجازه دادم که آن را سراسر فرا گیرند » .
نبوکد نصر پادشاه بابل ( سال ۵۵۶ ق.م) در کتیبه اش نبشته است :
» فرمان دادم که صد هزار چشم درآورند و صد هزار قلم پا را بشکنند . با دست خودم چشم فرمانده دشمن را درآوردم . هزاران پسر و دختر را زنده زنده در آتش سوزاندم . خانه را چنان کوفتم که دیگر بانک زنده ای ا ز آنها بر نخیزد «.

پایان عمر

ماساژوت ها اقوام وحشی بودند که در بالای رود جیهون(افغانستان کنونی) زندگی می کردند آنها در مرزهای ایران مشغول غارت بودند پادشاه کهنسال برای سرکوب ماساژوت ها با سپاهی راه در هی مرزهای شمالی شد یکی از خصوصیات بارز کوروش کبیر این بود که در خط مقدم و پیشاپیش سپاهیانش با دشمن می جنگید که تیری از جانب دشمن به او اصابت کرد و زخمی شد و او را به پاسارگاد آوردند و پس از مدتی جان خود را پس از ۲۹ سال فرمانروایی در سن ۶۸ سالگی از دست داد.

تابلوی زیر که توسط پیتر پائول روبنز و سایر تابلوهایی که توسط نقاشان اروپایی کشیده می شود که حکایت از بریدن سر کوروش توسط ملکه ماسژوت ها یا ملکه اقوام ترک دارد کذب محض است زیرا کوروش قبل از مرگش مدت زیادی در خاش بستری بود.

achaemenid ancient  rubens.25119 زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir

بنا بر نوشته ی هرودوت در آن زمان شهبانویی به نام «تومیریس» بر قبایل ماساگت ها فرمانروایی می کرده است که بیوه ی سابق پادشاه این سرزمین بوده است. کوروش به منظور این که بدون جنگ و خونریزی بر سرزمین ماساگت ها دست یابد، از وی درخواست همسری کرد اما «تومیریس» فهمید که طالب خود او نیست بلکه قصد دارد سرزمین های او را تصرف کند و از این رو درخواست کوروش را نپذیرفت. پس از آن کوروش تصمیم گرفت به سرزمین های تومیریس که در خاور دریای خزر قرار داشت لشکرکشی کند.

به منظور ورود به سرزمین ماساگت ها دستور داد قایق هایی را به یکدیگر بپیوندند و به وسیله ی آن ها پلی بر روی رودخانه «سیحون» به وجود بیاورند و به منظور محفوظ نگه داشتن سپاهیانش از دستبرد دشمن، برج هایی روی قایق ها بسازند تا لشکریان بتوانند به آسانی و با امنیت از رود عبور کنند. هنگامی که تومیریس از اقدامات جنگی کوروش آگاه شد برای او پیامی به شرح زیر فرستاد: «ای پادشاه مادها، دست از این جنگجویی بردار و به فرمانروایی بر سرزمین خود خرسند باش و بگذار ما هم بر سرزمین خود حکومت رانیم. ولی چون می دانم به این اندرز گوش فرا نخواهی داد، به تو توصیه می کنم این کار بیهوده پل سازی را رها کن و بگذار سپاهیان ما از رود سیحون به مسافت سه روز راه به داخل سرزمین های ما دور شوند. آن وقت به سپاهیانت دستور بده آسوده از رود بگذرند تا درون خاک ما با یکدیگر نبرد کنیم و یا تو و سپاهیانت به مسافت سه روز راه به داخل خاک ایران عقب نشینی کن تا ما از رود بگذریم و در سرزمین تو با سپاهیانت بجنگیم.»

کوروش با سران سپاه خود در این باره مشورت کرد. همه معتقد بودند که بهتر است کوروش به داخل خاک ایران عقب بنشیند و به این وسیله سپاه ماساگت ها را به داخل خاک ایران کشانیده و آن ها را نابود کند. اما «کرزوس» پادشاه لیدی که پس از شکست از کوروش، از کوروش، مورد عفو و محبت و احترام او قرار گرفته بود و پیوسته در خدمت کوروش بود گفت به عقیده ی او بهتر است به سپاه ماساگت ها تکلیف شود داخل خاک خود عقب نشینی کنند سپس ما آن ها را تعقیب خواهیم کرد و در محلی خوراکی ها و نوشیدنی های لذیذ و گوارا می گذاریم و آن ها به گروهی از مردانی که قادر نیستند در جنگ شرکت کنند می سپاریم. آن وقت آن ها که به چنین خوراکی های لذیذی عادت ندارند آن قدر خواهند خورد که جنگ را از یاد ببرند. آن گاه ما به آن ها حمله خواهیم کرد و آنان را از پای درخواهیم آورد.

کوروش رای کرزوس را پسندید و به تومیریس پیام فرستاد به خاک خود عقب نشینی کند و کرزوس را به کمبوجیه سپرد تا با نهایت احترام با او رفتار کند و هر دو را به ایران فرستاد و خود با سپاهیانش برای مقابله با ماساگت ها از رود سیحون عبور کرد. کوروش وارد خاک آن ها شد و آن چه را که کرزوس به او توصیه کرده بود، انجام داد. در نتیجه سپاه ماساگت ها به محل تمرکز خوراکی ها و نوشیدنی ها رسیدند، نگهبانان پارسی را کشتند و آن قدر خوردند و آشامیدند که مست شدند. در این حال سپاهیان کوروش به آن ها حمله کردند و گروهی از آن ها را کشتند و جمعی را اسیر کردند. پسر تومیریس به نام «اسپرگپی سس» نیز بین دستگیرشدگان بود. او از کوروش تقاضا کرد زنجیر از دست و پایش بگشایند و پس از این که درخواست او مورد پذیرش کوروش قرار گرفت و آزاد شد، دست به خودکشی زد.

هنگامی که تومیریس از مرگ فرزند و همچنین این که کوروش به سخنان او اعتنایی نکرده آگاه شد، کلیه ی سپاهیان خود را جمع آوری کرد و تصمیم گرفت جنگ بزرگی با کوروش بکند. جنگی که به این ترتیب بین سپاهیان کوروش و تومیریس انجام گرفت، یکی از شدیدترین نبردهای آن زمان بوده است. سرانجام ماساگت ها بر سپاهیان کوروش پیروزشدند و بر طبق نوشته ی هرودوت کوروش در این جنگ کشته شد.

achaemenid ancient  c1 زندگی نامه کوروش کبیر | تاریخ ما Tarikhema.ir

کوروش افتخاری برای

قبل از کوروش پادشاهان بابل افتخار می کردند که هنگام تسخیر عیلام شوش را تبدیل به ویرانه کردند شهر را به محل زندگی عقرب و مارها کردند مردمان آنجا را به بردگی گرفتند پادشاهان بابل به تعداد چشمهایی که در آورده بودند یا کودکانی که زنده در آتش سوزانده بودند اقتخار می کردند کوروش فتخار می کرد که با صلح وارد بابل شده و شادی و آزادی را برای مردم شهر به ارمغان آورده است.

کوروش اولین پادشاهی است که عدالت را رعایت کرده است برای آزادی احترام قائل بود هیچ گاه مشغول تن پروری و عیاشی نبود و همیشه دوشا دوش سربازانش در جنگها می جنگید.

برای درک بیشتر جوانمردی کوروش کبیر به داستان کوروش و ماندانا از لغت نامه ی دهخدا می پردازیم:هنگامی که سپاهیان کوروش از نبرد شوش بازگشتند غنائم بسیاری را با خود آوردند از جمله زن بسیار زیبارویی بنام پانته آ که بنا به گفته مورخین زیباترین زن دوران خود بود.در آن زمان شوهر ماندانا آبراداتاس قبل از حمله کوروش بنا به دستور پادشاه خویش به ماموریتی رفته بود.

ابتدا نزدیکان کوروش خواستند که پانته آ را به کوروش پیشکش کنند اما کوروش نپذیرفت و اعلام کرد که زن شوهر دار را نمی شود که تصاحب کرد سپس پیشنهاد کردند که کوروش حدقلا یک بار زن را ببیند اما کوروش از ترس اینکه دلباخته او شود از دیدار او امتناع کرد و او را به یکی از سرداران خود بنام آراسپ سپرد و از او خواست که از پانته آ نگهداری بکند و از آنجایی که زن بسیار زیبا بود از او در برابر دیگران محافظت کند.

اما آراسپ نیز دلباخته پانته آ شد و خواست که از او کامجویی کند پانته آ نامه ای به کوروش نوشت و از او کمک خواست کوروش نیز آراسپ را به نزد خود فراخواند و او را بسیار سرزنش کرد آراسپ نیز از کار خود اظهار پشیمانی کرد و پیکی را به دنبال آبراداتاس شوهر پانته آ فرستاد.

آبراداتاس به نزد کوروش آمد و همسرش را باز پس گرفت و وقتی جوانمردی عجیب کوروش را دید به سپاه او در آمد وقتی که آبراداتاس روانه جنگی بود پانته آ با گریه به شوهرش گفت:سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که در حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق­شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم

آبراداتاس در جنگ مورد نظر کشته شد و کوروش دستور داد که به شدت از پانته آ مراقبت کنند اما پانته آ از غفلت ندیمه خود استفاده کرد و دشنه را در قلب خود فرو کرد ندیمه که غفلت خود را مسئول مرگ پانته آ می دانست خودکشی کرد.

پس از مرگ پانته آ نزدیکان کوروش از او خواستند که حدقلا جنازه پانته آ را ببیند و او این بار پذیرفت.و بر سر جسد او حاضر شد.

 سخنانی از کوروش کبیر

اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملتهائی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملت آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت وبه او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.

من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه کخ میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغل را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.

من اعلام می کنم که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد و مجازات برادر گناهکار و بر عکس به کای ممنوع است و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر می شود فقط مقصر باید مجازات گردد نه دیگران.

من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.

از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

متن سنگ نوشته ای که به فرمان کورش کبیردر پاسارگاد حک شد.

«ای رهگذر هر که هستی و از هر کجا که بیایی می دانم سرانجام روزی بر این مکان گذر خواهی کرد. این منم، کوروش، شاه بزرگ، شاه چهارگوشه جهان، شاه سرزمین ها، برخاک اندکی که مرا در برگرفته رشک مبر، مرا بگذار و بگذر

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 18:18  توسط hossein  | 

در باستان پایگاه اجتماعی، اخلاقی، فرهنگی و حتی سیاسی داشته است. مذهب قبطیان همانند بابلیان، ، آشوریان و … دارای دوگانگی و یا بهتر بگوییم چند گانگی بوده است. از یک سو پرستش خدایان بزرگ که روحانیان به منظور تقویت نظام اجتماعی و سیاسی که گاهی نیز برده داری در آن اهمیت داشته است، آن را توصیه می کرده اند و از سوی دیگر به استناد اطلاعات و متون ادبی و آیینی که در دست است، از وجود خدایان حافظ و نافذ در امور تولیدی از جمله کشاورزی سخن به میان آمده است. خدایان نوع دوم اسطوره های ویژۀ خود را داشته و این اساطیر حاکی از آن است که این از بعضی جهات با یکدیگر پیوستگی یافته و در واقع مشترکاتی داشته اند. برگزاری مراسم آیینی ، نیایش و اجرای مراسم قربانی در متداول بوده و به خدایان به نسبت اهمیت آنها به تشخیص و توصیۀ کاهنان به اجرا در می آمده است. همانند این گونه مراسم در سرزمین دیگر که در بالا نام بردیم از جمله در بین النهرین (بابل، سومر، اورارتو، هیتی، آشور..) معمول بوده است.

ancient  horus1 دیانت مصریان و منزلت و مقام خدایان در میان آنها | تاریخ ما Tarikhema.ir

خدایان بزرگ چون پتح[۱] خدایگونه آفرینش، رَع[۲] خدای آفتاب، آمون[۳] همطراز با و گاهی جایگزین وی (خدای خورشید)، اُزیریس[۴] خدای خورشید غارب، ایزیس[۵] خواهر و همسر ازیریس و الهۀ نعمت وباروری و حوروس[۶] خدای خورشید طالع که پسر ازیریس و نجات دهندۀ او نیز بوده است، تحوث[۷] خدای شفا، بهداشت و تندرستی و دیگر خدایان هر کدام دارای معابدی در سرتاسر مصر و مورد پرستش پیروان بی شمار خود بوده اند. در مورد هر یک از این ارباب انواع افسانه ها داستان های حماسی که به حماسۀ خدایان معروفند در ادبیات دینی خود دارند. در یونان باستان نیز داستان هراکلس [۸] پسر و جانشین زئوس[۹] و در بابل و سومر افسانۀ گیل گمش[۱۰] با محتوای گوناگون،ولی جوهر وارزشی برابر هم اکنون نیز مورد مطالعه و توجه مورخان ودین شناسان است. تجزیه مصر که به کرات در کهن آن اتفاق افتاده است، ثبات روند و پرستش خدایان به طور یکسان توسط مردم مصر را دچار سردرگمی و اختلاف کرده است.

به هنگام تقسیم و تجزیه مصر به نوم ها، هر نوم خدایان دوگانه و یا سه گانه (تثلیث) ویژۀ خود را داشته است. پرستش این خدایان پیشینه ای بس کهن دارد و نیایش آنها به آغاز جوامع اولیۀ مصر باز می گردد. شناسان براین باورند که خدایان نوم ها همواره با توتم های[۱۱] قدیمی که به قبایل متعلق بوده و هر قبیله ای توتم خاص خود را داشته است، قرابت داشته اند. هر خدایگونۀ محلی نام حیوان معینی داشت و حتی بسیاری از نوم ها نیز به نام جانوران گوناگون چون آهو، تمساح، شاهین، گوسفند، خرگوش، گربه و… نامیده می شده اند. در اینجا لازم به گفتن است که مصریان بیشترین جانوران زمینی و آبزیان را در مقایسه با اقوام وملل دیگر می پرستیده اند که در فرصتی دیگر از آنها نام خواهیم برد.

ancient  ancient egyptian religion 2 دیانت مصریان و منزلت و مقام خدایان در میان آنها | تاریخ ما Tarikhema.ir

پرستش جانوران در بسیاری از های کهن چون هند، یونان، ایران، بابل، سومر معمول و متداول بوده و نام جانوران حتی بخشی از نام انسانها را تشکیل می داده است. اسب از جمله جانورانی است که به خاطر خدماتش در حمل و نقل ، شکار، جنگ، کشاورزی و… در میان باستان ارزش ویژه ای داشته است و نام های کهن ویشتاسپ[۱۲] ، ارجاسپ[۱۳]، لهراسپ[۱۴]، جاماسپ[۱۵] ، گرشاسپ[۱۶] نمونه هایی از آن است. اما دربارۀ آیین های پرستش در نوم های مصری باید گفت که در بیشتر موارد احترام و نیایش به جانوران به همان شکل اولیۀ معمول در میان قبایل باستانی مصر یا قبایل اولیه انجام می گرفته است و بعد ها تحولات اجتماعی، سیاسی و حتی منطقه ای (جغرافیایی) پید اکرده است.

تاریخ و مصریان نشان می دهد که در ممفیس گاو آپیس[۱۷] را به عنوان خدای بزرگ پتح (پتاح) می پرستیده اند. در تینیس[۱۸] شاهین که مظهر حوروس(هوروس) بود و آن را نیایش می کردند و در میان مصریان عادت چنین بود که خدایان اعم از مادینه یا نرینه عموماً به شکل جانوران ویا به صورت موجوداتی با بدن انسان و سر حیوان مجسم می ساختند. این شیوه در نزد به ویژه در دورۀ مادها و متداول بوده است چون اسب بالدار و گاو بالدارو… به جهاتی دین رسمی کشور مصر که فراعنه و دیوانیان و عمال دولتی به آن پای بند بوده اند، با دین عامۀ مردم هرچند به ظاهر متفاوت ولی ریشه و اصل به یکدیگر شباهت داشته اند. هرودت در تواریخ خود به ویژه دربارۀ مصریان در«سخن مصر»آورده است که پرستش جانوران در سرتاسر مصر وهمۀ کشورهای جهان معمول بوده است. جانورپرستی تا پایان همچنان استوار و باقی ماند، ولی خدایان نوم ها بلااستثنا، متفاوت و متغیر بوده و از یک مقام و ارزش پرستش برخوردار نبوده اند، تنها خدایان نوم های بزرگ که نفوذ سیاسی زیادی نیز داشته اند، می توانستند خدای سراسر کشور خود باشند، مانند پتح در ممفیس، خدای در یونو[۱۹] که همان هلیوپولیس است و اُزیریس در ابیدوس[۲۰] ، حوروس در تینیس(تی نیس)، آمون در تب و مانند این ها.

ancient  anubis دیانت مصریان و منزلت و مقام خدایان در میان آنها | تاریخ ما Tarikhema.ir

برخی از این ارباب انواع مانند رع خدای آفتاب و ایزیس وایزیس خدایان رستنی ها و حاصلخیزی دارای وظایفی بودند که به زمان های بسیار قدیم مربوط و متعلق می شده است و اینک مقام خود را همچنان در مذهب توده های مردم حفظ کرده بودند. وظیفۀ سایر خدایان متعیرو از سوی مجتمع روحانی و کاهنان صاحبنظر تعیین می شد. به عنوان مثال می توان از پتح به عنوان آفرینندۀ جهان، دیگر خدایان و انسان ها نام برد. نقش خدای متعال یا خدای خدایان در زمان برتری تب دردوران امپراطوری میانه و به خصوص امپراطوری جدید به خدای آفتاب محول شده بود که به شکل سرقوچ مجسم می گردید و پرستش او در اولویت اول قرار داشت و مذهب اصلی مردم مصر بود.

عامه مردم ازیریس و ایزیس را پرستش می کردند یا به سخن دیگر عام ترین پرستش ها پرستش این دو خدای گونه بود. ازیریس خدای گونه بود. ازیریس خدایگونۀ رشد دهندۀ گیاهان بود. این امر می رساند که مصریان تا چه اندازه تابش آفتاب را در رشد گیاهان مؤثر می دانسته اند. عامۀ مردم که کشاورزان و دامپروران بوده اند، رستنی ها وتحقق حاصلخیزی و پرورش آنها را در ارادۀ این دو خدایگونه می دانسته اند. در یکی از متون آیینی مصریان نام گندم و جو به این دو خدایگونه داده شده است و اسطوره های مربوط به آنها پیوند بسیار نزدیکی با شغل کشاورزی و ضرورت نیایش آنها را دارد.. ست[۲۱]  خدایگونۀ اهریمنی یا عفریت بیابان ها بود و در واقع برادر ازیریس به شمار آمده است. ست ازیریس را به کمک هفتاد و دو تن از یارانش کشته و قطعه قطعه کرده و در صندوقچه ای محبوس می کند و به دریا می افکند. سپس حوروس (هوروس) پسر اُزیریس دوبارۀ وی (پدر خود) را زنده کرده و به حال اول بر می گرداند. کاهنان معابد ازیریس وی را سلطان و داور مردگان (قاضی اموات) در روز حساب به شمار آورده اند، ولی براساس  آداب و سنن ، وی به عنوان خدای کشاورزان مورد تأیید و پرستش مصریان بوده است.

پلوتارک آورده است که ازیریس استفاده از گاوآهن را به مصریان آموخت و کشاورزی آنان را رونق داد. باروی کار آمدن امپراطوری میانه، هنگامی که کاهنان ویژۀ ازیریس او را به عنوان سلطان عالم مردگان و داورروز حساب اموات اعلام کردند، نیایش او دلیل امکان اعمال ستم به مردم و نیرومند شدن کاهنان و اشرافیت برده داری می بود. روایتی نیز هست که مردم مصر نسبت به ازیریس قدر ناشناسی کردند و ارزش و منزلت او را درست درک نکرده اند. اگر او را گرامی داشته بودند، او به اسارت ست و یارانش در نمی آمد و این گونه او را قطعه قطعه نمی کردند که در صندوقچه ای محبوسش کنند و به دریا اندازند.

ضمناً حوروس پدر خود را در بند صور[۲۲] یافت و او را زنده کرد.

در راستای خرافه پرستی ، پرستش فرعون نیز گهگاه در میان آن معمول یا به سخن دیگر بر آنان تحمیل می شد. فرعون به عنوان تصویر زندۀ آفتاب به شمار می آمد و نقش مهمی داشت. او مظهر قدرت و حافظ  مصر و مصریان بود و نبود او بزرگترین ضایعه و جبران ناپذیرترین فاجعه و آسیب برای مصریان بود.این پرستش دارای جنبۀ سیاسی مهمی نیز بود، زیرا به حکومت فرعون مشروعیت و جنبۀ دینی و تقدس می داد و به همین دلیل فرعون جنبۀ خدایی یافته و در سلک خدایان مصری قرار می گرفت. او پس از مرگ بطور کامل همطراز با خدایان و در اعداد آنها در می آمد. گفتنی است که پادشاهان یونان باستان نیز تا زنده بودند، شبه خدایان و وقتی از دنیا می رفتند همانند خدایان می شدند. خوشبخت فرعونی بود که در شمار خدایان با اهمیت در آمده بود. در متون مذهبی مربوط به عهد باستان مصر آمده است که پادشاه مدفون ازیریس خوانده شده است. چنین متنی بر دیواره های اهرام نقر گردیده است. قطعات آئینی و اورادی که به مناسبت مرگ آنها خوانده می شد. همواره بیانگر آن بود که پادشاه درگذشته، روزی به صورت خدا ظاهر خواهد شد. به این ترتیب پرستش ازیریس به این تفکر مشروعیت و اعتبار می داد که پادشاه مقدس است و دولت اوالهی می باشد. این سیاست مرکزی اهرم سلطۀ مصر و خواست فراعنه بود که کاهنان آن را تقویت کرده و به فراعنه مقام الوهیت می دادند. فرعون درعین حال خود را خدمتگزار مردم مصر و همانند خدایان دلسوز آنها می دانست.

مراسم جادوگری و ارائۀ ورد و افسون، تعبیر خواب و پیشگویی و تفأل و طالع بینی در سراسر کشور مصر رایج بود. چنین برنامه هایی به وسیلۀ کاهنان معابد بزرگ صورت می گرفت و به ویژه با نیایش مردگان و اعتقادات آنها مربوط به آخرت و زندگی پس از مرگ پیوند داشت. مجموعۀ این مراسم جادویی در کتابی به نام «رسالۀ اموات»[۲۳] یا «کتاب مردگان» منعکس می شد. این کتاب دارای افزون بر یکصد فصل و شمارزیادی تصاویر بوده است، که برخی از آنها در همان زمان نگارش کتاب رنگی بوده است. این کتاب بسیار مهم که منعکس کننده نکات ارزنده و با اهمیتی از تاریخ دیانت و باورهای کهن مصریان است، در دورۀ زمام دارای امپراطوری جدید و براساس دست نوشته های روحانیان باستان برپاپیروس های مصریان تهیه شده است. به هنگام اجرای مراسم خاکسپاری پادشاه (فرعون) و صاحبمنصبان و به منظور مصون داشتن روح فرعون از وحشت مرگ و قبر و تأمین زندگی پس ازمرگ طوماری از کتاب مردگان در قبور آنان گذارده می شد. کسی که این کتاب جادویی گرانبها را نداشت، می بایست زندگی پرهیزکارانه ای داشته باشد، یعنی مطیع اندیشه های دینی توصیه شده به وسیلۀ کاهنان معابد و فرمانبردار فرعون وقت باشد. به این ترتیب فرعون پس از مرگش نیز در ردیف خدایان و شایستۀ پرستش بود.

آنچه در روزگاران باستان تقریباً در سرتاسر گیتی معمول و متداول بود، به همراه مردگان ظرف غذا[۲۴] و جام آشامیدنی[۲۵] را در قبرمی گذاشته اند و چون فرعون و صاحبمنصبان و ثروتمندان و اشراف در زندگی دنیوی دارای نعمت های فراوان بوده اند، در قبور آنها افزون بر این، زیور و زینت آلات، اسب، کنیز، لوازم شکار و ابزار و ادوات جنگی و آنچه در زندگی دنیوی مورد توجه این شخصیت بوده است، قرار می داده اند. در اهرام ثلاثۀ مصر در مورد قبور برخی از فراعنه تا بیست اطاق اختصاص داده و افزون بر دو هزار قطعه شیء زینتی و قیمتی را یافته اند. همانگونه که در بالا اشاره شد در ایران باستان به ویژه در زمان اشکانیان که از سال ۲۵۰ پیش از میلاد مسیح ۲۲۶ میلادی به مدت چهارصد و هفتاد و شش سال زمام دار بوده اند چنین شیوه ای متداول بوده و ازقبور آنان ظروف و اشیاء متعدد به دست آورده اند، باور مصریان و دیگر پیروان این کار این بوده است که شخص در گذشته بلافاصله پس از مرگ زندگی اخروی خود را آغاز می کند و به همۀ این عناصر نیاز دارد. در این باره نیز در مبحثی سخن خواهیم گفت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 18:13  توسط hossein  | 

در این نگاره تصویرهایی از درفش های سرزمین در طول ، از گاه کهن و با درخشش درفش کاویانی نخستین درفش تا درفش جمهوری اسلامی که درفش کنونی میهن است جای گرفته است. این تصویرها از روی داده های تاریخی به شکلی که در این جستار خواهید دید به کشیده شده اند.

درفش کاویانی : نخستین درفش که بدست کاوه آهنگر و در جریان خیزش او بر علیه زهاک تازی ساخته شد .

photos persian photos iran  phoca thumb l Fereydoon تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش : در هنگام ایران داری چندین درفش که البته دارای چهره ای نزدیک به هم می باشند بوده است .

photos persian photos iran  phoca thumb l Hakhamaneshian2 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Hakhamaneshian تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Hakhamaneshian3 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش اشکانیان : به شوند نابودی یادگارهای اشکانیان آگاهی درستی از چهره درفش آنان در دست نیست اما با توجه به گواهی اندک درفش آنان به گونه زیر بوده است .

photos persian photos iran  phoca thumb l Ashkaniyan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش : همانگونه که میدانید درفش رسمی ایران در زمان همان درفش کاویانی یعنی نخستین درفش ایران بود که با توجه به مهر به ایران کهن آن را برگزیدند، به گواهی تاریخ این درفش در هنگام تازش عرب ها به ایران و در جریان جنگ قادسیه و پس از کشته شدن رستم فرخزاد سپهسالار ایران بدست عرب ها پاره پاره و بخش های گوناگون آن میان آنان تقسیم میشود.

photos persian photos iran  phoca thumb l Sasanian تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش سیاه جامگان ( پیروان ابومسلم خراسانی)

photos persian photos iran  phoca thumb l Siah%2520Jamegan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش سرخ جامگان ( پیروان بابک خرمدین )

photos persian photos iran  phoca thumb l Sorkh%2520Jamegan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش غزنویان

photos persian photos iran  phoca thumb l Ghaznaviyan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش سلجوقیان

photos persian photos iran  phoca thumb l Saljooghiyan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش تیموریان

photos persian photos iran  phoca thumb l Teymooriyan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش صفویان

photos persian photos iran  phoca thumb l Safaviyeh1 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Safaviyeh2 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Safaviyeh3 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش افشاریان

photos persian photos iran  phoca thumb l Afshariyan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Afshariyan2 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش زندیان

photos persian photos iran  phoca thumb l Zandiyeh تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش قاجاریان

photos persian photos iran  phoca thumb l Ghajariyeh تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Ghajariyeh2 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

photos persian photos iran  phoca thumb l Ghajariyeh3 تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش پهلویان

photos persian photos iran  phoca thumb l Pahlaviyan تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

درفش جمهوری اسلامی ( نظام کنونی در ایران)

photos persian photos iran  phoca thumb l Jomhoori%2520Eslami تاریخچه پرچم در ایران، از آغاز تا کنون | تاریخ ما Tarikhema.ir

 

—-

تبلیغ : بازار بورس فارکس بزرگترین بازار مالی در جهان با گردش مالی روزانه حدودا ۱/۹ ترلیون دلار میباشد.
Forex مخفف Foreign Exchange میباشد که معادل فارسی آن تبادل ارزهای خارجی میباشد به بیان ساده تر خرید یک ارز و فروش ارز دیگر به عنوان مثال وقتی شما دلار میخرید در اصل ریال خود را فروخته و به دلار تبدیل کرده اید.

برعکس بازارهای سهام که مکان فیزیکی مشخصی دارند، معاملات در بازار جهانی ارز در مکان خاصی متمرکز نشده است این بازار مکان فیزیکی ندارد و به اصطلاح به آن Over The Counter می گویند . بازار بورس فارکس یک بازار بین بانکی می باشد که در حقیقت معاملات بین طرفین از طریق تلفن یا شبکه الکترونیکی (SWIFT OR INTERNET) هدایت و کنترل میشود. البته شبکه سوئیفت توسط بانکها مورد استفاده قرار می گیرد. در واقع زبان مشترک بانکداری بین المللی شبکه سوئیفت می باشد.

SWIFT: Society Worldwide Interbank Financial Telecommunication

حجم عظیمی ازاین معاملات ارزی به جای نقل وانتقال واقعی ارز ، ازطریق بدهکار و بستانکار کردن حسابهای بانکی انجام می شود. با توجه به اینکه همه ملل بسوی جهانی سازی اقتصاد پیش می روند و همه فعالیتهای اقتصادی نهایتا باید به پول برگردانده شود، بنابراین فعالیت این بازار ادامه خواهد یافت و هرگز متوقف نمی شود!
به طور خلاصه متولیان اصلی این بازار را عمدتا بانکهای مرکزی و تجاری کشورهای مختلف ، شرکتها ، کارخانه ها ،واحدهای وارداتی و صادراتی معتبر و حتی افراد عادی در سراسر جهان تشکیل می دهند . بطوریکه امروزه این بازار یکی از فعالترین بازارهای اقتصادی و مالی جهان به شمارمی آید.
عدم وجود یک مکان فیزیکی، بازار بورس فارکس را به یک بازار ۲۴ ساعته تبدیل کرده که با بازگشایی هر یک از مراکز مالی در جهان، این بازار پیش می رود به طوری که معاملات ارزی در طول شبانه روز تنها با یک تلفن یا با استفاده ازشبکه اینترنت امکان پذیر است.
سیکل بازگشایی مراکز مالی جهان بدین ترتیب می باشد : نیوزلند- سیدنی- توکیو- هنگ کنگ- سنگاپور- بحرین- فرانکفورت- زوریخ- پاریس – لندن- نیویورک- شیکاگو و لس انجلس . اما بزرگترین و مهمترین مرکز مالی بازار بورس جهانی ارز ، لندن است . بعد از لندن بازارهای ارزی نیویورک وتوکیو قرار دارند در سایر مراکز مالی معاملات کوچکتری صورت می گیرد.
بنابراین بر خلاف سایر بازارهای مالی جهان، بازیگران بازار می توانند در طول ۲۴ ساعت از هر گونه حوادث سیاسی، اقتصادی واجتماعی که باعث نوسان در این بازار میشود، استفاده کنند ( به جز شنبه و یکشنبه ) .
در این بازار ارزهایی انتخاب میشوند که همیشه عرضه و تقاضا در مورد آن ارز وجود دارد و پاسخگوی نیازهای بین المللی هستند ،همچنین ارز کشورهایی که دارای دولتهای با ثبات و تورم پایین هستند.
امروزه بیش از ۸۵% معاملات روزانه بر روی ارزهای اصلی ( دلار امریکا، ین، یورو، پوند انگلیس، فرانک سویس، دلار کانادا، دلار استرالیا ) صورت می گیرد.

بازار فارکس حدودا از سال ۱۹۷۱ به صورت جهانی به راه افتاد. در آن زمان معاملات توسط تلفن و یا فاکس انجام میشد و از حدود ۱۹۹۸ این تجارت از طریق اینترنت نیز امکان پذیر شد.

* مثالی برای درک راحت تر نحوه خرید و فروش در این بازار و جابه جا شدن پول:
جابه جا شدن پول به صورت الکترونیک زیاد هم پیچیده نیست و امروز تقریبا اکثر مردم ایران با آن سر و کار دارند حتما شما دارای یک حساب عابر بانک در یکی از بانکهای ایران هستید و نحوه عملکرد آنرا نیز میدانید شما به وسیله عابر بانک میتوانید در هر لحظه از شبانه روز پول خود را به حساب فرد دیگری توسط دستگاه خود پرداز بانک مربوط بفرستید در این زمان عملا پولی میان ۲ بانک رد و بدل نمیشود بلکه همه چیز به صورت الکترونیک و بین ۲ کامپیوتر اتفاق می افتد پول از حساب شما کم و به حساب فرد دیگر اضافه میشود اما هیچ چیز فیزیکی در کار نیست و همه چیز الکترونیکی میباشد در بازار جهانی فارکس نیز دقیقا همین اتفاق توسط یک نرم افزار و کامپیوتر شخصی شما و کارگزار اتفاق می افتد . در مثال قبل میتوان بانک را همان کارگزار و دستگاه خود پرداز را کامپیوتر شخصی شما و نرم افزاری که روی دستگاه خود پرداز نصب گردیده همان نرم افزار کارگزار بازار فارکس دانست .

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 18:12  توسط hossein  | 

اگر شخصیت را در شاهنامه فردوسی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم می‌بینیم نه تنها در هر گونه عملیات قهرمانی و لشکرکشی‌ها و موفقیت‌ها و عدم موفقیت‌های پادشاهان و پهلوانان به طور مستقیم و یا غیرمستقیم نقشی موثر داشته است که خود می‌تواند لااقل موضوع یک کتاب جداگانه گردد، بلکه نامداری به‌چشم می‌خورند که خود رأساً در جنگ‌ها شرکت نموده و عده‌یی را رهبری کرده و یا با فداکاری و درایت و هوش بی‌نظیر خود مسیر وقایع تاریخی را غالباً تغییر داده‌اند که می‌تواند اثر بدیعی را بنام تجزیه و تحلیل زنان شاهنامه به وجود آورد.

در این بررسی کوتاه سعی شده است بدون طولانی کردن کلام از میان تعداد زیادی زنان قهرمان شاهنامه به‌طور نمونه چند تن را معرفی نمائیم:

۱-سین‌دخت

مهراب پادشاه کابلستان از خانواده ضحاک است. شاه از سام خواسته است که به کابلستان لشکرکشی کرده و آنجا را به خاک و خون بکشد.

زال عاشق رودابه مهراب است. سین‌دخت مهراب و مادر رودابه است و زنی با کفایت و درایت می‌باشد. وقتی می‌فهمد سام به کابلستان لشکر خواهد کشید شخصاً برای دیدن او حرکت کرده و به نزد سام می‌رود و با او به صحبت می‌پردازد و سین‌دخت می‌خواهد سام را از این لشکرکشی منصرف نماید.

دل بی‌گناهان کابل مسوز
که آن تیرگی اندر آید بروز
از آن ترس کو هوش و زور آفرید
درخشنده ناهید و هور آفرید

سام از هوش خرد سین دخت متعجب می‌شود.

زجائی کجا مایه چندین بود
فرستادن زن چه آیین بود
چو دید آن‌چنان پهلوان پر خرد
ستائید او را چنان چون سزد

مجدداً سین دخت با بیان نغز و هوشمندانه خود می‌خواهد سام را بر سر آشتین آورد.

چنین گفت سین دخت با پهلوان
که بارای تو پیر گردد جوان
بزرگان زتو دانش آموخته
به تو تیره گیتی برافروخته
به داد تو شد بسته دست بدی
به گر زت گشاده ر ه ایزدی

به این ترتیب سام نرم می‌شود و به او قول مساعدت می‌دهد و سین دخت می‌گوید اگر کسی اشتباه و خطائی کرده است چرا مردم کابل بایستی نابود شوند:

اگر ما گنه کار وبد گوهریم
بدین پادشاهی نه اندر خوریم
گنه کار اگر بود سهراب بود
ز خون دلش مژه بر آب بود
سر بی‌گناهان کابل چه کرد
کجا اندر آورد آید بگرد
همه شهر زنده برای تواند
پرستنده‌ی خاک پای تواند

سام از شاه اجازه می‌خواهد از گناه مردم کابل صرف‌نظر شود. بر اثر هوش و کفایت و سخن دانی سین دخت نتایج زیر حاصل می‌شود:

- شاه ایران وساطت سام را می‌پذیرد.

- سام اجازه می‌دهد که زال با سین دخت، رودابه ازدواج کند.

- از قتل و خونریزی جلوگیری می‌شود و کابل از خطر انهدام نجات می‌یابد.

۲- 

women soldiers iran  4 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir

زنان دلیر ۲

سهراب به تحریک افراسیاب به ایران حمله کرده و فرمانده ارتش ایران را از میان می‌برد خواهر کژدم زن شجاع و دلیریست که در جنگ‌آوری مشهور و بی پروا است و به قول فردوسی هرگز در جهان مردی نظیر او دیده نشده است. هنگامی که می‌فهمد هژیر فرمانده سپاه ایران به دست سهراب منکوب شده است بدون هیچ‌گونه تردیدی سلاح نبرد را می‌پوشد.

چو آگاه شد خواهر کژدهم
که سالار آن انجمن گشت گم
غمین گشت و برزد خروشی به درد
برآورد از دل یکی باد سرد
که بدنام آن دخت گرد آفرید
زمانه زما در جهان ناورید
چنان ننگش آمد زکار هژیر
که شد لاله رنگش به کردار قبر
بپوشید درع سواران به جنگ
نکرد اندر آن کار جای درنگ
نهان کرد گیسو به زیر زره
برافکند بند زره را گره

گردآفرید از دژ پایین می‌آید و مانند شیری سوار بر باد پای می‌شود و مانند پهلوانی در مقابل سپاه دشمن قرار می‌گیرد و مانند رعد می‌غرد و مبارز می‌خواهد و می‌گوید کدام یک از شجاعان و جنگجویان و فرماندهان کار کشته که خود را در جنگجوئی و دلاوری همانند نهنگ می‌داند، پیش می‌آید که با من جنگ آزماید.

فرود آمد از دژ به کردار شیر
کمر بر میان باد پائی به زیر
به پیش سپاه اندر آمد چو گرد
چو رعد خروشان یکی دید گرد
که گردان کدامند و نام آوران
دلیران کار آزموده سران
که بر من یکی آزمون را به جنگ
بگردد به سان دلاور نهنگ

۳- زن گشتاسب

ترک‌ها به بلخ تاخته و آنجا را به غارت گرفته و مردم را قتل عام نموده‌اند. لهراسب با اینکه با آنها دلیرانه رزم کرده ولی کشته شده‌ است.

گشتاسب در این موقع شاه سیستان است و زن او در نزد لهراسب می‌باشد. این زن دارای یک دنیا احساس و در عین حال محتاط و خیلی عاقل و هوشمند می‌باشد. برای نجات بلخ از دست ترکان به شیوه‌ی آنها لباس می‌پوشد و اسبی از اصطبل سوار شده و به سرعت راه سیستان را که شوهرش گشتاسب در آنجا بوده است، در پیش می‌گیرد. ناراحت و مضطرب برای آنچه در بلخ گذشته، بدون اینکه خواب به چشمش آید شب و روز راه می‌پیماید، به‌ طوریکه در هر روز راه دو روز را طی می‌کند تا به نزد گشتاسب می‌رسد و به او خبر می‌دهد که یک سپاه تورانی به بلخ آمده و لهراسب کشته شده و روز از این واقعه شب تاریک و پر از درد و رنج شده است.

زنی بود گشتاسب را هوشمند
خردمند و دانا و رایش بلند
از آخر چمان باره‌ای بر نشست
به کردار ترکان میان را به بست
از ایران ره سیستان بر گرفت
وز آن کارها مانده اندر شگفت
نخفتی به منزل چو برداشتی
دو روزه به یک روز بگذاشتی
چنین تا به نزدیک گشتاسب شد
به آگاهی درد لهراسب شد

گشتاسب ابتدا کار را سهل می‌پندارد و زنش به او می‌گوید که موضوع خیلی جدی‌تر از آنست که تصور می‌کنی:

women soldiers iran  3 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir

زنان دلیر ۳

چنین داد پاسخ که یاوه مگوی
که کاری بزرگی که آمدش روی
شهنشاه لهراسب را پیش بلخ
بکشتند شد بلخ را روز تلخ
وز آنجا بنوش آذر اندر شدند
ز دوهیر بد را همه سر زدند
زخون‌شان فروزنده آذر بمرد
چنین بد کسی خوار نتوان شمرد
ببردند بس دخترانت اسیر
چنین کار دشوار آسان مگیر

و اضافه می‌کند که تمام تو را اسیر کرده‌اند و به آفرید دختر تو را که وزش نسیم به او دسترسی نداشت، تاج از سرش برداشته‌اند و ظلم‌های ناگفتنی کرده‌اند و طوری با احساس صحبت می‌کند که اشک‌های خونین از چشم شوهرش جاری می‌شود و گشتاسب چنان تحت تاثیر قرار می‌گیرد که فوراً برای نجات بلخ لشکر می‌آ‌راید و حرکت می‌کند.

۵- کردیه

women soldiers iran  2 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir

زنان دلیر ایران ۴

هرمزشاه ایران بهرام چوبینه را به رزم ساوه شاه می‌فرستد.

بهرام , ساوه شاه را می‌کشد و بعد بر پرموده فیروز می‌شود و پرموده را دستگیر و او را با غنائم جنگی به نزد هرمز می‌فرستد.

هرمز و خاقان چنین پیمان می‌بندند و هرمز از ناراستی بهرام آگاه می‌شود و برای تحقیر او کدان و پنبه و جامه زنان می‌فرستد. بهرام سرداران خود را جمع می‌کند و در مقابل این اهانت، درباره‌ی پادشاهی خود با آنها صحبت می‌کند.

بهرام دارای خواهری بنام کردیه است.

کردیه یک زن میهن پرست، شاه دوست و یک پهلوان شجاع به تمام معنی می‌باشد که در مقابل میهن و برای خدمت به شاه عزیزترین کسان خود را فدا می‌نماید و در مقابل خیانت به شاهنشاه با دست خود به طوریکه بعداً صحبت خواهد شد، حتی شوهرش را می‌کشد.

پس پرده نامور پهلوان
یکی خواهری بود روشن روان
خردمند را کردیه نام بود
پری رخ دلارام بهرام بود

کردیه وقتی صحبت برادر خود را درباره‌ی پادشاهیش می‌شنود:

چو از پرده گفت برادر شنید
برآشفت واز کین دلش بردمید
بدان انجمن شد دلی پر سخن
زبان پر ز گفتارهای کهن
برادر چو آواز خواهر شنید
ز گفتار و پاسخ فرو آرمید
چنین هم ز گفتارش
بماندند یکسر ز بیم زیان

کردیه سرداران سپاه و بهرام را از فکر شورش و خیانت و غصب سلطنت ایران بر حذر می‌دارد:

چنین گفت پس کردیه با سپاه
که‌ای نامداران جوینده راه
کس از بندگان تخت شاهی نجست
و گر چند بودی نژادش درست
تو را آرزو کرد شاهنشهی
چنان دان که گردی تو از جان تهی
شهنشاه گیتی تو را به گزید
چنان کز ره نامداران سزید
تو پاداش این نیکوئی بد کنی
چنان دان که بد باتن خود کنی
نزن ای برادر تو این رای بد
گزین رای بد مرتو را بد رسد
مکن آز را بر خرد پادشاه
که دانا نخواهد تو را پارسا
اگر من زنم پند مردان دهم
به بسیار سال از برادر کهم
مده کار کرد نیاکان به باد
مبادا که پند من آیدت یاد
همه انجمن ماند ازو در شگفت
سپهدار لب را بدندان گرفت

در این اثنا هرمز شاه ایران بوسیله بندوی و گستهم کور می‌شود و خسرو که قبلاً بر اثر بدرفتاری پدر از نزد هرمز فرار کرده بود، از این خبر آگاهی یافته و به جای پدر به نام بر تخت می‌نشیند.

بهرام برای جنگ با خسرو لشکر می‌کشد. موقعی که سپاهیان بهرام و خسرو در مقابل هم قرار گرفته‌اند، مجدداً کردیه بهرام را چنین پند می‌دهد:

تو دانی که از تخمه‌ی اردشیر
بجایند شاهان برنا و پیر
ابا گنج و با لشکر بی‌شمار
به ایران که خواند تو را شهریار
اگر شهریاری به گنج و سپاه
توانست کردن به ایران نگاه
نبودی جز از ساوه سالار چین
که آورد لشکر به ایران زمین
ز تو سام دانم که بد مردتر
نجست این شهر چون نبدبد گهر
چو دستان و چون رستم پیلتن
نجستند شاهی بدان انجمن
ندانم که بر تو چه خواهد رسید
که اندر دلت شد خرد ناپدید

جنگ بین بهرام و خسرو در می‌گیرد. شکست می‌خورد و به طرف روم می‌رود.

بهرام چوبینه به رأی سرداران به تخت می‌نشیند. ولی خسرو پرویز با گرفتن نیروی کمکی مراجعت می‌کند و با بهرام به جنگ می‌پردازد و این بار بهرام شکست می‌خورد و به نزد خاقان چین می‌گریزد.

خسرو پرویز برای اینکه غائله بهرام را ریشه کن کند خراد برزین را به نزد خاقان می‌فرستد که خرادبرزین به‌طور نهانی چاره کشتن بهرام را کند. بهرام به ضربه دشنه قلون بر اثر راهنمائی خرادبرزین کشته می‌شود.

کردیه می‌رسد و کشته برادر را که هنوز نیمه جانی داشته است در بر می‌گیرد و ضمن ندیه و زاری از صحبت‌ها و نصایحی که قبلاًٌ برادر را کرده است یادآوری نموده و چنین می‌گوید:

همی گفتم ای مهتر انجمن
که شاخ وفا را زبن بر مکن
که از تخم ساسان اگر دختری
بماند به سر بر نهد افسری
همه روی کشور شود بنده‌اش
به گردون رسد تاج فرخنده‌اش
سپهدار نشیند پند مرا
سخن گفتن سودمند مرا
برین کردها بر پشیمان‌تری
کنه کار جان پیش یزدان بری

در این هنگام که بهرام نیم جانی داشته صدای خواهر را می‌شنود و چشم می‌گشاید و به گناه خود اعتراف کرده و می‌گوید:

همان پند بر من نشد کارگر
زهر گونه چون دیو به راهبر
مرا نیز هم دیو بی‌راه کرد
زخوبی همی دست کوتاه کرد
مرا گفت دیهیم شاهی‌تر است
ز برج بره تا به ماهی تراست
پشیمانم از هر چه کردم زبد
کنون کز ببخشد زیزدان سزد

پس از کشته شدن بهرام، خاقان برادر خود را با نامه‌ای برای خواستگاری کرد به می‌فرستد.

بفرمود تا شد برادرش پیش
سخن گفت با او زاندوه بیش

کردیه برای سرباز زدن از ازدواج با خاقان که مغایر احساسات عالی میهن‌پرستی او می‌باشد، پیام‌آورنده را به بهانه سوگواری به نزد خاقان بر می‌گرداند و با نامداران خویش رأی می‌زند. و می‌گوید با اینکه خاقان مرد بزرگیست ولی ازدواج ایرانی با بیگانه و ترک را جایز نیست:

ولیکن چو با ترک و
بکوشد که خویش بود در میان
ز پیوند و زبند آن روزگار
غم و رنج بیند به فرجام کار

بعد خاطرات تجربیات تلخ گذشته را که بر اثر این پیوندهای نابجا باقی مانده است، مانند ازدواج سیاوش با فرنگیش (ترک) و پسر سیاوش، بیژن با منیژه (ترک) و غیره را به‌طور مثال ذکر می‌نماید و به سرداران سپاه می‌گوید که به کردوی وزیر خسرو پرویز نامهای نوشته که وضع و حال  آنها را به عرض شاه ایران برساند.

کردیه با ایرانیان به طور مخفیانه از مرو فرار می‌کند. خاقان چین یکی از ورزیده‌ترین سرداران خود را به نام تبرک با سپاه برای دستگیری کردیه به دنبالش می‌فرستد. تبرک به آنها می‌رسد و طرفین برای جنگ صف آرائی می‌کنند و کردیه لباس رزم را بتن می‌کند.

سلیح برادر بپوشید زن
نشست از برباره‌ی گام زن
دو لشکر برابر کشیدند صف
همه جان‌ها بر نهاده به کف
به پیش سپاه اندر آمد تبرگ
که خاقان ورا خواندی پیر گرگ
به ایرانیان گفت کان پاک زن
مگر نیست با این بزرگ انجمن
چو بد کردیه با سلیح گران
میان بسته برسان جنگ آوران
دلاور تبرگش ندانست باز
بزد پاشنه رفت پیشش فراز
بدو گفت آن خواهر کشته شاه
کجا جویمش در میان سپاه
که با او مرا هست چندین سخن
چه از نوحه از روزگار کهن
بدو کردیه گفت اینک منم
که بر شیر درنده اسب افکنم
چه بشنید آواز او را تبرگ
بر آن اسب جنگی چو شیر سترگ
شگفت آمدش گفت خاقان چین
تو را کرد ازین پادشاه گزین

تبرگ شروع به پند دادن کردیه می‌نماید که شاید بتواند بنا به دستور خاقان او را بدون جنگ و خونریزی به نزد خاقان باز گرداند. کردیه به او می‌گوید که از رزم‌گاه خارج شویم و به‌جای خلوت‌تری رویم تا بتوانم پاسخی مناسب به تو دهم. ولی وقتی به محل مناسبی می‌رسند کردیه به جای گفتگو رزم را آغاز می‌کند:

بگفت این وزان پس برانگیخت اسب
پس او همیتافت ایزد گشسب
یکی نیزه زد بر کمربند اوی
که بگذشت خفتان و پیوند اوی
زرین اندر افتاد شد سرنگون
شد آن ریگ زیر اندرش جوی خون

بدین ترتیب تبرگ بدست کردیه کشته می‌شود و سپاه تبرگ که بدون سردار شده بود شکست می‌خورد و کردیه با همراهان خود به طرف مازندران می‌رود. در این هنگام گستهم که از طاعت خسرو پرویز سرپیچی کرده و در ساری و آمل و گرگان است و به کردیه و سپاهیانش برخورد می‌کند. گستهم از کردیه خواستگاری می‌نماید و کردیه که از اوضاع داخلی ایران اطلاع نداشته با گستهم ازدواج می‌نماید. در این موقع خسرو پرویز سپاهی برای مطیع کردن گستهم می‌فرستد ولی گستهم سپاه مزبور را شکست می‌دهد. خسرو پرویز به گردوی می‌گوید که نامه‌ای به‌طور محرمانه برای کردیه بفرستد و خیانت گستهم را به او یاد آور شود. گردوی این نامه را بوسیله زن خود می‌فرستد و نامه به دست کردیه می‌رسد.

women soldiers iran  1 زنان سرباز در تاریخ؛ زنان ایران در شاهنامه فردوسی | تاریخ ما Tarikhema.ir

زنان دلیر ایران

چون آن شیر زن نامه‌ی شاه دید
تو گفتی به روی زمین ماه دید

با رسیدن نامه خسروپرویز کردیه فوراً پنج هزار نفر را انتخاب می‌کند و بدون درنگ امر شاه را به کمک آن پنج هزار نفر اجرا می‌کند و شوهر خود گستهم را که خائن به شاه بوده است می‌کشد و پس از کشتن گستهم نامه‌ی شاه را به همه نشان می‌دهد:

پس آن نامه‌ی شاه بنمودشان
دلیری و تندی بیفزودشان
همه سرکشان آفرین خواندند
بر آن نامه بر گوهر افشاندند

کردیه تمام سپاهیان و غنایم را به حضور خسروپرویز می‌برد و خسروپرویز که تحت تأثیر جاذبه و شجاعت او قرار گرفته، او را بزنی می‌گیرد.

روزی که خسرو مجلسی آراسته بود و شیرین و کردیه هم در مجلس حضور داشتند، از کردیه می‌‌پرسد که با خاقانیان چگونه جنگیدی و چگونه تبرگ را کشتی؛ کردیه جواب می‌دهد:

بدو گفت شاها انوشه بدی
روان را به دیدار توشه بدی
بفرمای تا اسب و زین آورند
کمان و کمند گزین آورند

وقتی اسب و سلاح رزم را می آورند کردیه برای هنرنمائی از جای خود بلند می‌شود:

بیامد خرامان زجای  نشست
کمر برمیان بست و نیزه به دست
به شاه جهان گفت گنجور باش
یکی چشم بگشای و دستور باش
بدان پر زن بفرمود شاه
زن آمد به نزدیک اسب سیاه
بن نیزه را بر زمین بر نهاد
به بالای زین اندر آمد چو باد
به باغ اندر آورد گاهی گرفت
چپ و راست هر گونه راهی گرفت
همی هر زمان اسب بر گاشتی
ز ابر سیه نعره بگذاشتی
بدو گفت هنگام رزم تبرگ
بدین‌گونه بودم چو ارغنده گرگ

شیرین که از دلاوری کردیه در حیرت شده و حسادتش برانگیخته شده بود، از راه صلاح اندیشی خسرو را از این زن بر حذر می‌دارد ولی خسرو به شیرین می‌گوید:

بخنده بشیرین چنین گفت شاه
کزین زن به جز دوستداری مخواه

و بعد به کردیه چنین می‌گوید:

چنین گفت با کردیه شهریار
که بی‌عیبی از گردش روزگار

و بعد او را به فرماندهی سپاه منصوب می‌کند:

سپهبد شگفتی بماند اندر او
بدو گفت کی ماه پیکار جو
به گرد جهان چار سالار من
که هستند بر جان نگهدار من
ابا هر یکی زان ده و دو هزار
از ایرانیانند جنگی سوار
چنان هم بمشکوی زرین من
چو در خانه‌ی گوهر آیین‌ من
پرستار باشد ده و دو هزار
همه پاک با طوف و با گوشوار
از این پس نگهبان ایشان توئی
که با رنج و تیمار خویشان توئی
نخواهم که گویند از ایشان سخن
کسی جز تو گر نو بود یا کهن

کردیه علاوه بر شجاعت و دلاوری و احساسات عالی و میهن‌پرستی و شاه دوستی که قبلاً نیز اشاره شد، زنی مدبر و کاردان بوده است که داستان زیرحسن تدبیر او را درباره‌ی رهانیدن اهالی ری از دست حاکم ستمکاری نشان می‌دهد.

روزی خسرو پرویز در مجلس بزمی مشغول نوشیدن می‌بوده است، تصادفاً در هنگام نوشیدن می متوجه می‌شود که روی جام اسم بهرام نوشته شده است. خسرو از اسم بهرام خشمناک شده و برای اینکه خشم خود را فرو نشاند دستور می‌دهد که شهر ری را که موطن بهرام چوبینه بوده با خاک یکسان نمایند ولی بر اثر خواهش وزیر خود این تصمیم حاد را تعدیل نموده و به جای لگد کوب کردن ری مرزبانی ظالم و ستمکار به آنجا می‌فرستد و مردم آن سامان گرفتار ظلم و جور مرزبان مزبور می‌شوند. یکی از کارهای مرزبان ری این بوده است که دستور داده بود ناودان‌ها را از بام بکندند تا خانه‌ها بر اثر باران خراب شود و گربه‌ها را از خانه بیرون کنند و بکشند:

وز آن زشت بدکامه‌ی شوم پی
که آمد ز درگاه خسرو بری
وز آن شهر آباد یکسر خراب
بسر برهمی تافتی آفتاب

کردیه برای اینکه با تدبیر خاصی چاره مرزبان را کند، روزی خسروپرویز را به باغ مصفائی دعوت می‌کند و در این هنگام نمایش گربه تربیت شده‌ای را که قبلاً آرایشش کرده و بروی اسبی نشانده بودند، به حضور شاه می‌آورند. گربه با اسب در باغ شروع به تاختن می‌نماید و شاه از دیدن این نمایش بسیار شاد می‌شود و به کردیه می‌گوید:

لب شاه ایران پراز خنده گشت
همه کهتر آن خنده را بنده گشت
ابا کردیه گفت کز آرزوی
چه خواهی بگو ای زن نیکخوی
زن چاره گر زود بردش نماز
چنین گفت کای شاه گردن فراز
بمن بخش ری را خرد یاد کن
دل غمگنان از غم آزاد کن
ز ری مردک شوم را باز خوان
ورا مردم شوم و بد ساز خوان
که او گربه از خاک بیرون کند
یکایک همه ناودان بر کند
بخندید خسرو ز گفتار زن
بدو گفت کای شوخ لشکر شکن
بتو دادم آن شهر و آن روستا
تو بفرست اکنون یکی پارسا
ز ری باز خوان آن بد اندیش را
چو اهریمن آن زشت بد کیش را
همی هر زمانش فزون بود بخت
از آن نامور خسروانی درخت

و به این ترتیب با تدبیر و سیاست خاص خود مردم ری را از جور و ظلم حاکم ستمکاری نجات می‌دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 18:10  توسط hossein  | 

گزارش های مورخ رومی معاصر دوم، ما را به خوبی با برخی از ویژگی های شخصیت دوم آشنا میکند. حتی پی میبریم که او بالایی بلند داشته است و یک سر و گردن از ملتزمان خود بلندتر بوده است. و به جای تاج، کلاهی زین، گوهرنشان و گرانبها بر سر داشت که به کلۀ کوچ میمانست. در جبهۀ جنگ با ایران، که خود از رومیان و دشمن ایران است نوشته است، که چگونه در پای باروی شهر آمِد، مانند یک فرماندۀ دلاور به این سو و آن سوی میتاخت و فرمان میداد. با مطالعۀ چگونگی اوضاع و احوال سیاسی در زمان شاهپور، بی درنگ درمیابیم که شاهپور به رغم برخورد دلیرانه با مسائل، اغلب با خویشتن داری و عاقبت اندیشی، راه حلی را برمیگزید که به صلاح نزدیک تر بود. و در پیوند با دیده ایم که شاهپور اغلب میل به حل مسائل داشته تا فرونشاندنِ خشم خود. در گزارش های آمیانوس تقریباً به نکته ای منفی دربارۀ شاهپور برنمیخوریم. آمیانوس اشاره میکند، هنگامی که همسر بلندپایه ای رومی دستگیر میشود، از این که ممکن است به او دست درازی شود به خود میلرزد. شاهپور او را به حضور میخوانَد و به او میگوید که بزودی شوهر خود را بازخواهد یافت و هیچ کس در ایران به شرافت او بی احترامی نخواهد کرد.

این رویداد از این روی پراهمیت است که از زبان مورخی است که در جبهۀ دشمن، طعم تلخ جنگ و شکست از شاهپور را شخصاً پشیده بود. آمیانوس با این که رفتار را ناشی از چاچول ( حیله )  دانسته است، کمی بعد می آورد که همین شوهر بلندپایۀ این زن ناگزیر از فرار، از کشور خویش میشود، به ایران پناه می آورد و شاهپور همسر و همۀ خویشاوندان و همچنین دارایی او را به او برمیگردانَد، و افزون بر این جایگاهی را نیز به او وامیگذارد.

فاوست بیزانسی هم از پیشکش های شاهپور به بلندپایگان مینویسد. پیشکش برای مانوئل سردار ارمنی عبارت بود از: جامۀ شاهانه ای از پوست خز، نوارهایی سیمین برای آویختن از پشت کلاه، زیورهایی که شاهان بر سینه می نشاندند، سراپرده ای ارغوانی رنگ، با فرش هایی به رنگ آبی آسمانی برای افکندن بر جلو سراپرده و ظرف های زرین برای خوان او.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1391ساعت 18:9  توسط hossein  |